85شيخ طوسى در كتاب شريف الخلاف، دلالت آيه را بر عدم جواز بيع و اجارۀ خانههاى مكه، مورد تأييد قرار مىدهد و مىگويد مراد از «مسجدالحرام» در آيه، همۀ منطقه حرم است و در اين مورد به آيۀ اوّل سورۀ اسراء (سبحانالذين اسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام) استدلال مىكند كه با وجود آغاز معراج پيامبر - ص - از خانۀ خديجه و يا شعب ابىطالب، در اين آيه به آن مكان، «مسجدالحرام» اطلاق شده است.38
در صحيحۀ حسين بن ابى العلاء نيز از امام صادق - عليهالسلام - آمده است:
معاويه اولين كسى است كه برخانهاش در مكه درب نصب نمود و حجاج را از ورود به خانهاش منع كرد، تا آنكه اين آيه نازل شد: «سواء العاكف فيه و الباد» و رسم در بين مردم چنان بود كه وقتى به مكه مىآمدند بر حاضرين وارد مىشدند و تا پايان حج از امكانات سكناى آنها بهره مىبردند.39
فرمان على - عليهالسلام -
در عصر خلافت امام، كارگزار آن حضرت در مكه قثم بن عباس بود كه مسؤوليت ادارۀ اين مركز را از جانب امام برعهده داشت در يكى از دستورالعملهاى حكومتى كه از طرف امام به نام حاكم مكه صادر شد، از قثم بن عباس خواسته شده بود كه مردم مكه را وادار كند كه از كسانى كه در مكه سكونت مىكنند اجاره بهايى دريافت ننمايند. امام در اين فرمان به آيۀ: «سواء العاكف فيه و الباد» استناد كرده بود و براى رفع هرگونه بهانه و شبههاى دو واژۀ «عاكف» و «باد» را نيز تفسير نموده بود: عاكف كسى است كه در مكه اقامت گزيده است و بادى كسى است كه براى به جا آوردن حج به مكه آمده و از اهالى مكه محسوب نمىشود.40
اين فرمان كه در رابطه با مسأله حج و اقامۀ اين فريضۀ بزرگ سياسى - عبادى صادر شده و با جمله: «اما بعد فاقم للناس الحج و ذكرهم باياماللّٰه» آغاز گرديد، نشانگر اهميت مسألۀ حرم و شهر مكه و رابطه آن با اقامۀ صحيح حج مىباشد.
آزادسازى و بينالملل اسلامى كردن حرم و شهر مكه تنها از بعد مالكيتپذيرى اين سرزمين و يا از ديد اقتصادى حائز اهميت نيست و بىشك اين فرمان كه از متن قرآن برخاسته است به اين منظور نبوده است كه حجاج و زائران بيتاللّٰهالحرام با