91آن حضرت دائم الذكر بوده (عطاردى، ص345، چاپ سوم، 1391) و در عبادت، اوج بندگى وجذب و فنا را از خود بروز مىدادند. با مرم اهل مدارا بودند. با خانواده و فرزندانشان كريمانه و با گذشت و رأفت و گشايش برخورد مىكردند. به دنيا به چشم بىرغبتى مىنگريستند. از خوف خدا گريههاى طولانى داشتند، (همان.).
در علوم و دانشها، چنانكه به تفصيل آورديم سرآمد همگان بودند. خوارق عادات فراوانى داشتند و حوادث عجيبى از معجزات ايشان نقل گرديده كه آدمى را به حيرت وا مىدارد؛ چنان كه ابوبصير گويد: «فمسح يده على عيني فرجعت كما كنت»؛ (عطاردى، ص75، چاپ سوم، 1391) «دست بر چشمم نهاد و من در بينايى مانند قبل شدم».
چگونگى معاشرت آن حضرت با مردم نيز نيازمند كتابى مستقل است و كرامات و فضايل بسيار ديگر كه بايد در هر باب كتابى مستقل نگاشت.
در پايان به ذكر و ياد از شعرى كه ابن حجاج، از شاگردانش سروده اشاره مىكنيم:
اذا غاب بدر الدجى فانظر
«هنگامى كه ماه روشنگر ناپديد شد به فرزند پيامبر ابى جعفر بنگر،
مىبينىكه مردمان به او پناه آورده چنانكه به ماه و خورشيد ومشترى نظر مىكنند،
امام است، ليكن بدون شيعه (در آن اوضاع آشفتۀ دوران هشام) كه نه مصلاّ دارد و نه منبر.» (عطاردى، چاپ سوم، 1391، ص185)
شهادت امام باقر و دفن در بقيع
امام باقر(ع) پس از زندگى پر اثر، راهگشا و تعيين كنندهاش در آيندۀ شيعه و جهان اسلام و پس از مبارزات پيگير براى احياى مجد و عظمت اسلام و ترويج و تبليغ و نشر حقايق و رسالت نبوى، در روز هفتم ذى حجة سال 114ق. (طبرسى، ص259، 1417) به وسيلۀ سمّى كه به دست ابراهيم بن وليد بن عبدالملك خورانده شد، به شهادت رسيد. هشام بن عبدالملك سمى را به ابراهيم بن وليد داد و با كينۀ شديدى كه نسبت به آن امام همام داشتند آن حضرت را به شهادت رساندند. جمعيت فراوانى؛ از جمله اصحاب و يارانش در تشيع پيكر پاكش حضور يافتند. امام صادق(ع) بر جنازۀ مطهر وى نماز گزارد و در قبرستان بقيع به خاكش سپردند.
والسلام عليه يوم ولد و يوم استشهد و يوم يبعث