161حاكمان حجاز در دورههاى قبل با ايرانيان مشتاق اين سفر معنوى داشته باشيم و همچنين چگونگى تعامل دولتهاى وقت ايران با اين مسئله را بررسى خواهيم كرد و سپس راهكارهايى عملى جهت احصاى نتيجۀ مطلوب جهت نقشۀ راه براى ادامه اين سفر معنوى را به بررسى مىگذاريم.
لازم به توضيح است در هر مقطع زمانى، از اعصار گذشته، هرگاه جان و مال زائران ايرانى بهطور جدى به خطر مىافتاد، حكام وقت ايران از اعزام زائران تا حصول اطمينان از راهكار مناسب به منظور ايجاد امنيت براى اتباع خود، جلوگيرى مىكردند و نيز از طرق گوناگون به دنبال ايجاد روابط با حجاز و كمك به ايجاد تسهيلات به منظور انجام اين سفر براى زائران بودند.
نخست، بررسى چنين مواردى از دورۀ بنىاميه به بعد بهطور خلاصه اشاره خواهد شد.
با اين يادآورى كه: در دورۀ خلفا، ايران از سوى عراق اداره مىشد و هنوز اسلام دين غالب مردم اين سرزمين نشده بود:
امويان:
امويان بر خلاف امام على(ع) كه نسبت به موالى و غير عرب مهرورزى داشت، سياست تبعيض نژادى را سرلوحۀ كار خود قرار داده بودند، از اين رو، در اين عصر، ايرانيان در بدنۀ حكومت سهمى نداشتند تا بتوانند در حرمين نقشى ايفا كنند. آشوب خوارج و تسلط ابوحمزۀ خارجى در حجاز، در واپسين سالهاى حكومت امويان، (تاريخ طبرى (م310ق.)، ج7، ص 374 محمد ابوالفضل، بىتا ؛ مروجالذهب، ج4، صص 305 - 303 دوم، 1409ق.) موجب ناامنى در حرمين شد و در حجگزارى مسلمانان خلل ايجاد گرديد.
عباسيان:
آنان براى نشان دادن قابليت خود براى ادارۀ امور مسلمانان و جلب نظر و حمايت مردم و استفاده از آن براى اهداف سياسى خود، به امر حج و رسيدگى به حرمين توجه ويژهاى داشتند. كاروان حج، هر سال از بغداد روانۀ حجاز مىشد كه گاه رياست آن با خود خليفه بود. حجاج ايران نيز با اين كاروان همراه مىشدند. مسئولان اين كاروان، اموالى براى توزيع ميان نيازمندان حرمين همراه داشتند. حاكمان نواحى مختلف نيز هدايايى به كعبه تقديم مىكردند. همچنين پردۀ كعبه هر سال به دستور خليفه تعويض مىشد. (امل اسين، ترجمۀ احمد آرام، ص 143،