69آن روز كه كوفه با امام حسن(ع) بيعت كرد، تمامى عناصر موجود در آن، كه در كمتر موضوعى وحدت نظر مىيافتند، در موضوع بيعت با آن حضرت متفق و هماهنگ شدند. 1
پر واضح است كه اين هماهنگى نمىتوانست پر دوام و با ثبات باشد؛ چه اينكه چهار گروه به نوعى كه ياد كرديم؛ يعنى باند اموى، شكاكان، خوارج و حزب الحمرا، در آن به ايجاد تفرقه مىپرداختند و از سويى هم جاسوسان شامى صحنه را مىآلودند و روزنه هاى وفاق و نور و روشنى را سد مىكردند. به علاوه، اينكه كوفيان، مردمى بىثبات بودند و هر امرى مىتوانست وحدت آنان را به تفرقه بكشاند و چنين هم شد.
بسيار به جا است كه معاويه را نخستين برانگيزانندۀ احساسات قبيلهاى بدانيم. او، با به ياد آوردن خصومت هاى فراموش شده و برافروختن آتش اختلاف، نخستين كسى بود كه مبناى دين توحيد؛ يعنى اتحاد و وحدت را در هم شكست. 2
تجمع كوفيان براى رويارويى با لشكر شام
خبر حركت سپاه شام به رهبرى و پيشگامى معاويه به كوفه رسيد. منادى در كوفه فرياد برآورد: «الصلاة جامعة»، مردم در مسجد گردآمدند. امام مجتبى(ع) در فضيلت جهاد سخن گفت. عدى بن حاتم در برابر سكوت شرمگينانۀ كوفيان در برابر بيانات امام مجتبى خشمگين شد و فرياد برآورد: «چه زشت است اين رفتار، چرا به پيشوا و فرزند پيغمبرتان پاسخ نمىدهيد». 3كجايند خطيبان شهر كه در دوران راحتى زبانشان به تيغى تيز همانند بود؟ اف بر شما!
سپس رو به حسن بن على(عليهما السلام) كرده، ضمن ابراز وفادارى گفت: من، هم اكنون با سپاهم به نخيله مىروم و... بعد از او خطيبانى به شور آمدند و هر كدام اعلام حركت به نخيله كردند. سپاهى عظيم گرد آمدند و به سوى نخيله و سپس دير عبدالرحمان به راه افتادند.
امام حسن(ع) در نظر گرفت كه مدائن را به خاطر موقعيت حساس نظامىاش، پايگاه عالى فرماندهى قرار دهد 4و بدينسان جبهۀ كوفه به رهبرى امام در مدائن و دير عبدالرحمان آراسته شد.
خيانت فرماندهان
در سپردن فرماندهى به افراد، سه نفر مورد نظر امام بودند؛ عبيدالله بن عباس، قيس بن سعد بن عباده و سعيد بن قيس همدانى. عبيدالله بن عباس نخستين كسى بود كه به فرماندهى سپاه برگزيده شد، اما او با همۀ سوابق درخشانى كه داشت، كمتر به فرامين آن حضرت عمل نمود و