144است. عصر مىرفتيم به حرم، حرم را آب گرفته، و مردم در اطراف حرم، شستشويى كردند تا سنگ حِجر حضرت اسماعيل برابر بود و حال آنكه خيلى از آب برداشته بودند.»
به هر حال از اين دست مطالب در لابلاى عبارات فراوان است. اميد است خداوند توفيق تصحيح متن كامل اين سفرنامه را عنايت فرمايد. اين سفرنامه در مجموعۀ نُه جلدى سفرنامههاى حج قاجارى چاپ نشده و اميدوارم همراه رسائل ديگر مجلد دهمى در آينده فراهم آيد.
ورود به جده
(71) «امشب كه شب جمعه 26ذىقعده است، در كشتى، در منزل حاجى جواد و حاجى اميرتومان روضهخوانى نموديم و مشهدى رضا آمد و خبر داد كه صبح نيم ساعت به دسته مانده، كشتى مقابل يلملم خواهد بود، ان شاء الله احرام بسته شود. بعضى اشخاص احرام از اول شب بستند و بعضى صبح خواهند بست و بعضى در جدّه خواهند بست ان شاءالله. بنده نيز به موجب نوشته جناب آخوند ملاكاظم خراسانى بعد از رسيدن جده محرم خواهم شد.
كشتى ما دو ساعت به غروب مانده آمد و به جدّه رسيد و درآنجا لنگر انداخت و حكيم آمد. داد نزديك به غروب بود. اجازه مرخصى از كشتى ندادند. غرابها آمدند ذغالى پر كنند، بنده نيز هر قدر تقلاّ نمودم كه بروم شب از كشتى خلاص بشوم ممكن نشد. ناچار امشب را هم بايد در كشتى بمانم. خيلى از اين فقره پريشان و دلتنگ شدم، زيرا كه آنجا شب يخ دايم [؟] داشتم نداريم. كشتى در نهايت گرمى، آب شور چه بايد كرد، راه خداست.»
(72) «امشب كه شب شنبه 27 ذىقعده است، كشتى وارد جده شده و ما را نگذاشتند جده برويم. كشتى گرم، آب گرم و شور، امشب و موقتى هست. چارهاى غير از تحمَل نداريم. خداوند به حق انوار خمسه، جميع مسافرين برّ و بحر را سلامت بدارد؛ از جمله بنده و بستگان بنده. الآن نماز را خوانده و مشغول تحرير اين شبنامه هستم تا خداوند تا صبح چه مقدار فرموده باشد. الهى! تشكر دارم كه به اين نعمت عظيم ما را رسانده و متوسلم به حق سيدالشهدا و ساير ائمۀ اطهار - عليهمالسلام - كه سلامتى كرامت فرمايد، درك اين فرض را مىنماييم و به عموم دردمندان نيز قسمت نمايد، خوابيدم. صبح زود برخاسته نماز را خوانده مشغول جمعآورى اسباب گشتيم و اسبابها را بسته به پشت بام بردند و سوار غراب كردند. بعد از دو ساعت از آفتاب رفته، سوار غراب شده، اسباب خود و آدمهاى خود را به غراب گذاشته و چهار مجيديه