86همچنين در بارۀ يك مصحف مهم كه خط آن منسوب به عثمان بوده و در درون حجرۀ شريفۀ نبوى بوده، گويد:
«آن مصحف شريف در درون حجرۀ شريفه است، در بالاى سر مبارك قبر شريف، بر كرسى زرين، آن را احياناً بيرون آرند به جهت اكابر عظام و امراى كرام چون ايشان زيارت كنند حاضران طفيل آن نيز به آن سعادت مستسعد گردند. اين بنده دو دفعه طفيل بعضى اكابر به آن دولت مشرف گشته، به مضمون كل شيء تثنى وتثلث نشسته، و چشم اميدش در انتظام سيوم بار چهار است.»
در بارۀ نخل متكلم در قبا هم كه دست كم از قرن نهم - دهم مطرح بوده، و در نقاشىهاى قرن يازدهم در فتوح الحرمين مرتب به آن اشاره شده، مىنويسد:
«اما نخل متكلم؛ آن در ميان نخلستان قبا است، طرف شمالى مسجد، در راهى كه به مدينه آيند يا از مدينه روند به قبا. و الحال از آن نخل، چوبى باقى مانده است و بر گرد آن چوب، ديوارى كشيده و صفّه بستهاند، و خلق آن را زيارت كنند، و بر آن صفّه نماز گزارند و طلب حاجت كنند. و در بيخ آن نخل، درختهاى بزرگ سبز شده، و بار مىدهد و ميوه آن را تبركاً به اطراف عالم برند، و برآن خرماى برنى بود، و برنى به فتح موحده و سكون را مهمكه و كثر نون و بعده ياى تحتانيه ساكن، يكى از اقسام تمرها است كه در مدينه است، و فضيلت آن بسيار است.»
و در مورد چاه غرس مىنويسد:
«در سال هشتصد و هشتاد و دو [882] خواجه حسين بن خواجه شهاب الأحمد القادان اطراف آن چاه را خريده، باغ ساخته و عمارت كرد و در پهلوى آن مسجد بنا كرد و در آن هر دو دريچه وضع نهاد، و يكى از بيرون حديقه و يكى از درون حديقه. اليوم آن حديقه خرابى است اما چاه و در باقى است و اهل مدينه منوّره خصوصاً سادات بنى حسين به جهت غسل اموات آب از آن چاه برند.»
نيز در باره چاه سقيا مىنويسد:
«بئر سقيا؛ به ضمّ سين مهمله و سكون قاف، بر يسار سالك است به سوى بئر على - رضى الله عنه - قريب به آن چاه مسجدى است كه آن را مسجد سقيا گويند؛ چنان چه مذكور شد و در اين زمان آن مكان السبيل قاسم مشهور است.»
جاى ديگرى در شرح قبور و مراقد موجود در بقيع گويد: