174
مبانى هستى شناسى اماميه و مقارنه و تطبيق آراى اماميه و سلفيه در هستى شناسى (3)
على الله بداشتى
بخش نخست اين نوشته با عنوان «ديدگاه سلفيه در مبانى هستى شناسى» در شماره 85 منتشر گرديد و قسمتى از بخش دوم با عنوان «مبانى هستى شناسى اماميه» نيز در شماره 86 از نظر شما گذشت، اكنون در اين شماره، ادامۀ «مبانى هستى شناسى اماميه» و سپس بخش سوم را با عنوان «مقارنه و تطبيق آراى اماميه و سلفيه در هستىشناسى» ، مى آوريم، اميدواريم مورد توجه و استفاده خوانندگان قرار گيرد:
جوهر
متكلّمان اماميه چند تعريف براى جوهر ارائه كرده اند 1كه كاملترين آنها تعريف خواجۀ طوسى است. او گفته است: جوهر، «موجودِ ممكن لا فى الموضوع» است؛ يعنى هر موجود ممكنى كه در وجودش نياز به موضوع نداشته باشد جوهر ناميده مى شود.
مهمترين ويژگىهاى جوهرعبارت اند از:
1. در وجودش نياز به موضوع ندارد اما بعضى جوهرها؛ مانند صورت، نياز به محل دارند.
2. جوهريت از معقولات ثانى فلسفى است، در اينكه مفهوم جوهر معقول اول است يا معقول ثانى، محل اختلاف است. حكما آن را معقول اول و بعضى از متكلمان؛ مانند خواجه نصير آن را از معقولات ثانى فلسفى شمرده ا ند. خواجه مى نويسد: «والجوهرية والعرضية من ثواني المعقولات» . 2البته برخى شارحان اين سخن را نپذيرفته ا ند. 3