74«از هشام بن عروه روايت شده كه به نقل از پدرش گفت: اروى دختر اويس، گمان مىكرد كه سعيد بن زيد قسمتى از زمينش را غصب و به زمين خود ملحق كرده است و او پيوسته اين گمان را در شهر مدينه واگو مىكرد تا اينكه پيش مروان حكم رفت و به او شكايت برد. مروان عدهاى را به نزد سعيد فرستاد تا با او سخن بگويند. هنگامى كه با او سخن گفتند، سعيد، با كمال شگفتى پرسيد، چگونه من به او ظلم كرده باشم و حال آنكه از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه فرمود: اگر كسى به اندازۀ وجبى از زمين كسى را ظالمانه بگيرد، خداوند او را از هفت زمين به گردنش مىآويزد. مروان گفت: آيا دليلى بعد از اين سخن وجود دارد؟ سعيد عليه آن زن دعا (نفرين) كرد. خدايا! اين زن گمان برده كه من به او ستم روا داشتهام. خدايا! اگر دروغ گفته، چشم وى را نابينا كن و او را در چاه آن زمين بيفكن! زمينى كه نسبت به آن با من نزاع دارد. خدايا! از حق و حقيقتى كه در من است، بين مسلمانان نورى ايجاد فرما! بعد از مدت اندكى، بارانى در مدينه و در وادى عقيق آمد و از حدّى كه آنان در آن اختلاف داشتند گذشت و براى مسلمانان ظاهر شد كه او صادق و راستگو است. آن زن پس از يك ماه نابينا شد و درحالىكه داخل آن زمين دور مىزد، به چاه حفر شدۀ آن زمين افتاد.»
اينها و نمونههايى از اينگونه نقلها در منابع مورخان اهل سنت، حاكى از آن است كه از نظر آنان، سعيد بن زيد شخصيتى مستجاب الدعوه بوده است.
2. سعيد، در گروه عشرۀ مبشّره
نكتۀ ديگرى كه در احاديث و منابع روايى عالمان اهل سنت به چشم مىخورد، فضيلتى است كه براى سعيد بن زيد نقل گرديده، مبنى بر اينكه وى از ده نفرى است كه به آنها وعدۀ بهشت داده شده و پيامبرخدا (ص) آنها را اهل بهشت خوانده است.
عشرۀ مبشره، واژۀ تركيبى مصطلح در تاريخ و حديث اهل سنت است، كه بر طبق اين حديث، پيامبر (ص) به ده نفر بشارت بهشت داده است؛ يعنى اين ده نفر قطعاً بهشتى هستند