138قهوهخانه پول على حده. اغلب خدمتكارها زنهاى جوان هستند كه مردم نمىتوانند كم پول دهند» . وى به همراه علاءالملك در پارك بازى آن سوار چرخ و فلك مىشوند؛ «وقتى كه واقون به هوا رفت، تمام آنهايى كه در واقون ما بودند ترسيده و نتوانستند پايين نگاه كنند كه مردم مثل مورچه در زمين راه مىرفتند.» اشكال فقط قاطى بودن زن و مرد است كه «نمىدانم با اين تفصيل عفت و عصمت مىماند يا خير. بايد از فرنگىمآبان پرسيد.»
در ادامۀ سفر، موزۀ وين مورد توجه وى قرار گرفته و مفصل از باغ وحش و حيوانات آن سخن گفته است. اما مهمتر از آن، پديدۀ اتومبيل است كه آنها را «درشكههاى نفتى و الكتريكى» ناميده كه «با قوۀ بخار در همه جا تندتر از اسب حركت مىكند.»
علت اين همه پيشرفت چيست؟ به نظر ناصر السلطنه؛ «علّت همان مشروط بودن دولت است. آنچه فهميدم مملكت آباد نمىشود، فقرا راحتى و ثروت پيدا نمىكنند، متموّلين حفظ تموّل خود نمىكنند مگر با دولت مشروطه، تمام ترقى فرنگ را فقط از همين فهميدم كه دولت و ملّت يكى و متحداً در آبادى مملكت و كثرت تجارت و زراعت مىكوشند.»
كاربرد كلمۀ مشروطه، آن هم ده سال پيش از انقلاب مشروطه، جالب توجه كسانى خواهد بود كه در پى تاريخ اين كلمه هستند. وى پس از شرحى در بارۀ اتريش و تاريخچۀ آن در بارۀ دولت اين كشور مىنويسد: «اين دولت مركب است از دو هيأت كه يكى از آنها اطريش و ديگرى مجارستان است كه به اتفاق يكديگر به اصول حكومت مشروطه اداره مىشوند.»
وى در اينجا اشاره مىكند اطلاعاتى كه ارائه كرده «از روى تحقيقاتى است كه از يك نفر زيركتر كه در راهآهن رفيق شده، بسيار آدم خوب و عالم و خودش اطريشى بود، به عمل آمد.»
وى پس از چهار روز اقامت در وين، عازم پاريس مىشود «فرانسه قطعۀ بزرگى است كه سمت غربى اوروپا واقع و از قديم الايام به سطوت و قوت ميان دولتها مشهور است.» آنگاه از مساحت و اقتصاد و كشاورزى آن سخن گفته و در بارۀ تمدن آن گويد كه «فرانسه از متمدّنترين اقوام دنيا مىباشند. در صنعت و حرفت و ترقى معارف و علم آوازۀ عصرها است كه شهرۀ آفاق گشتهاند.» پس از شرحى كوتاه در بارۀ فرانسه گويد: «اين بود مختصر تاريخ و وضع فرانسه كه در اوّل دخول خاكشان از روى تاريخ نوشته شد. باز برويم بر سر داستان خودمان» .