137
مؤلف و ديدنىها و دانستنىهاى فرنگ
نويسندۀ ما وارد استانبول شده و ده روزى را مىماند تا روشن شود كه چه بايد بكند. ده روز پس از اقامت وى در اسلامبول، خبر رسيدن شاه به ورشو مىرسد. در اين وقت، وى به همراه عمويش علاءالملك راهى فرنگ مىشوند تا به شاه بپيوندند. توجه داريم كه ميرزا نصرالله در سفر اول و سوم مظفرالدين شاه، همراه وى به فرنگ رفته و اين سفر، سفر اول است. آنان از عثمانى گذشته، وارد بلغارستان مىشوند. تلاش وى آن است كه جداى از ديدنىها، اطلاعاتى در بارۀ شهرهاى مهم، اقتصاد و كشاورزى، نيروهاى نظامى و قشون و همين طور معرفى اميران و پادشاهان بدهد. گذار از شهرها و امكانات مربوط به راه آهن و تونل و پل براى وى از هرچيزى مهمتر و جذابتر است. پديدۀ قطار يا شمندفر از جملۀ اين شگفتىهاست: «شمندفر در هر ساعتى از شهرى رد مىشود. اين است در اين مسافرت فرنگ، وضع و ترتيب همان شهرهايى كه اقامت خواهد شد، ان شاء الله به تحرير مىآيد كه اسباب تطويل فراهم نيايد.» از بلغارستان به صربستان و از آنجا به مجارستان مىرود.
وصف شهرهاى بوداپست و وين در ادامه آمده و وى به خصوص روى وين، كه شهرى پيشرفته بوده، تأكيد خاصى دارد؛ «از بوداپست تا وين هم حالت صحرا همان بود كه نوشتم. تمام شهر و ده به هم چسبيده و زراعت همه جا فراوان. از بوداپست به اين طرف اغلب كوه و درّه بود كه قلۀ كوهها جنگل و درّه و دشت زراعت» . در شهر، وجود پاركها، صندلىهايى كه براى استراحت مردم گذاشته شده، ترانواهاى برقى كه با قوه الكتريك كار مىكند و اينكه «تمام اين كوچهها ده قدم به ده قدم يك چراغ الكتريك و گاز است» توجه او را جلب كرده است. باغها يا به اصطلاح پاركها جلب توجه وى را كرده است؛ «امّا باغ ونديك بايد نفرى يك فلورن حق دخول داد. بليت گرفت داخل شد. علاوه بر در و ديوار، چهل چراغهاى اين باغ كه الكتريك است، تمام درختهاى خيابانها كه اقاقيا هستند، عوض ميوه از كلّه تا پايين چراغهاى الكتريك با رنگهاى گوناگون است. براى اغلب دوستان اين باغ را آرزو كردم كه ببينند، چه اوضاعى است! قريب ده هزار نفر هر شبى به اين باغ داخل و خارج مىشود. تنها حق دخول شبى ده هزار فلورن مىگيرند. هر كس روى صندلى بخواهد بنشيند، پول على حده مىدهد. در