171شيطان بيرون است و گرچه رسالت عالمان دينى در پرتو حكومت اسلامى، اِقامۀ حج است نه صِرف انجام مناسك آن؛ ليكن تا قبلاً پايگاه مرصوص تأمين نباشد، امتثال چنان دستورهاى مُتْقَنى ميسور نخواهد بود، زيرا اقامۀ حج، مشروط به استطاعت خاصِ خود است، همان طورى كه انجام مناسك، متوقّف بر استطاعت مخصوص خود مىباشد. تفاوت اساسى بين دو استطاعت ياد شده آن است كه تكيهگاه اساسى استطاعتِ اقامۀ حج، رشد فكرى و فرهنگى و استقلال سياسى و اجتماعى است كه در ظلّ آن، استقلال اقتصادى يك ملّت تأمين مىگردد. تحصيل استطاعت فرهنگى و سياسى، واجب است و به عنوان شرط وجود اقامۀ حج مطرحاند نه شرط وجوب آن؛ يعنى اقامۀ حج، واجبِ مطلق است نه مشروط و تحصيل استطاعتِ آن كه استقلال فكرى و سياسى است واجب است؛ زيرا بيدارى امّت مسلمان، در سايۀ تعليم كتاب و حكمت و آشنايى با دستورهاى فراوان و اكيدِ قرآن راجع به پرهيز از پذيرش سرپرستى كفّار، واجب تحصيلى است نه مقدّمۀ حصولى، بر خلاف استطاعت مالى براى انجام مناسك حج كه مقدّمۀ حصولى و شرط وجوب است، به طورى كه حج، بدون حصول آن واجب نخواهد بود. غرض آنكه طبق كلام نورانى اميرمؤمنان (ع) ، بيت الله الحرام، عَلَم و پرچم رسمى اسلام است؛
«جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَي لِلإِسْلامِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِينَ حَرَماً» . شناختِ پرچم دين و صيانتِ آن از آسيب سياسى و گزند اجتماعى لازم است و اين دستورهاى مطلق اسلام بدون بيدارى و آزادى و استقلال سياسى و اجتماعى امّت مسلمان ممكن نيست، لذا تحصيل اين امور كه در اقامۀ حج، سهم تعيين كنندهاى دارند واجب خواهد بود.
چهارم؛ حيثيت سياسى، اجتماعى و استقلال و آزادى امّت اسلامى، حقّ الهى است كه جامعۀ مسلمانان، مأمور حفظ آن و پاسدارى از كرامت خويش است و هرگز نمىتواند آن را رايگان به بيگانه تقديم كند يا با دريافت متاع مادى، از آن صرف نظر نمايد. ادراك صحيحِ حق و حكم و تشخيص درستِ حقّ خدا و حقّ خَلق، مرهون تعالى انسانشناسى است و چنين معرفتى بدون جهانبينى الهى ميسور نيست. قرآن حكيم كه بهترين وظيفۀ بشر را در مثلّثِِ مبارك جهاندانى و جهانبانى و جهانآرايى مىداند، براى وى كرامتى قائل است؛ (لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ) كه چنين كرامتى محصول خلافت وى نسبت به