95اساسى اين موضوع همان بود كه يكى از مقامات وزارتخانه آن را استنتاج كرده بود كه زيارت مكه به علت ماهيت آن، قابل محو شدن نيست. 1
هنگامى كه اوضاع تركستان ضرورت اقدامات سركوبگرانه را ايجاب مى كرد، مقامات تزارى يك بار ديگر گروه هاى اسلامگرا را احضار كردند. وقايعى كه در پايان اين دهه اتفاق افتاد، ظاهراً پيشبينى هايى را كه دربارۀ آشوب مطرح شده بود، تأييد مى كرد. ناآرامى هاى سال 1898 در درۀ فرغانه در تركستان، به نوبۀ خود نشان از يك آشوب حداقلى و در مقياس كوچك داشت. وقايعى كه در حاشيۀ حملۀ 2000 روستايى و چادرنشين ترك به رهبرى يك مرشد صوفى (ايشان 2) به پادگان روسيه در انديجان رخ داد؛ در جاى ديگرى با جزئيات نقل شده ا ند. 3مؤلفان و روزنامه نگاران روسى تأثيرات اين حمله را بر سلطۀ روسيه بر مسلمانان بسيار عميق دانسته ا ند. آنان به ويژه تحت تأثير اقتدار قابل توجهى كه مرشد صوفى به كار بسته بود، قرار گرفتند. تمامى محققان اذعان كرده ا ند كه برترى او با سفرش به مكه در اواخر دهۀ 1880 آغاز شده است.
اين ناآرامى موجب ايجاد حجم وسيعى از اظهارنظرهاى بدبينانه دربارۀ ناكارآمدى حاكميت استعمارى روسيه در تركستان و ديگر سرزمين هاى اسلامى شد. در آن سوى شيوۀ عجيب (ايشان) كه روسها آن را تلاش براى «يك جنگ مقدس» (غزوات) تلقى مى كردند؛ عداوت يك فرهنگ ستيزه جو قرار داشت. مأمور نظامى كه براى تحقيق دربارۀ اين شورش اعزام شده بود، تصويرى خوفناك از سرزمينى فراتر از كنترل امپراتورى ترسيم كرد. تركستان به صورت «يك ناحيۀ كهن اسلامى كه توسط ديگر كشورهاى مسلمان احاطه شده است» باقى ماند و به كمك گروه كثير زائران كه همواره در حال رفت وآمد بودند، ارتباطات پايدار خود را با مراكز اسلامى حفظ كرد. 4
اين ناآرامى، محرك استاندار اين ناحيه، ژنرال داخووسكى شده بود تا اقدام قاطعى انجام دهد و او به همين منظور بسيار سريع به بررسى جامعى در رابطه با دين و اعمال دينى مسلمانان در آسياى مركزى پرداخت. اين بررسى متضمن گزارشى طولانى و «فروتنانه» به تزار بود كه عنوان ساده «اسلام در تركستان» را داشت و نيز مجموعه ا ى پنج جلدى را با عنوان مواد در اسلام براى استفاده عمومى دربر مى گرفت. در ميان مقالات او تحقيقى دربارۀ «زيارت مكه و مدينه» وجود داشت. 5هيچ پژوهشى پيش از آن (يا شايد تاكنون) نتوانسته است با اين «دوره كوتاه» رسمى و عميق در زمينۀ موضوع اسلام در روسيه رقابت كند.
داخووسكى هيچگونه شكى در آنچه كه تمام آن را اثبات كرد نداشت. در گزارش نتيجه گيرى خود كه آن را در اواخر سال 1899 براى تزار فرستاد؛ شياطين شورش عمومى را كه در ميان «مسلمانان ما» كمين كرده ا ند احضار كرد، «در زير نقاب ظاهرى تسليم كه بوميان بر چهره زده ا ند؛ آتش هاى دشمنى