172حقوق ساير زائران و جفا به خود اين زائر و گناه است.
پزشك بر سر دو راهى است؛ اگر مجوز بدهد، درست است كه دلى به دست آورده است، ولى از منظرى ديگر، حق و حقوق ساير زائران، مدير، روحانى و حتى خود همين زائر تضييع مى شود.
و اين هم گناهى است نابخشودنى. بسيار ديده ايم زائرانى از اين دست را كه هم در ميقات، هم در مسجدالحرام با لباس نجس، محرم مى شوند يا اعمال خود را صورى انجام مى دهند، حتى به دليل كهولت، در جُحفه، گاهى به شدت لجبازى مى كردند و محرم نمى شدند يا در مسجدالحرام، از گفتن حالت بى طهارتى، خجالت مى كشيدند و بعد از زحمات زياد از اطرافيان مى شنيدم كه اعمال را در حال ادرار، انجام مى داد و. . . .
بنابراين، امر تصميم پزشك دائر است بين دو محذور، اگر مجوّز بدهد، حقوقى از مدير - روحانى و ساير زائران تضييع مى گردد و اگر مجوّز ندهد، يك زائر دلباخته محروم از حج مى شود.
آيا صرف حضور در عربستان و خوابيدن در بستر بيمارى كافى است يا بايد عبادتى بكند و لذتى ببرد، نه اينكه شكنجه شود و ديگران را هم بيازارد!
چنين فردى گرچه سالها چشم انتظارى كشيده، اما مى شود همين زيارت را در سفر عمره هم با سهولت و دلپذيرى انجام دهد.
وقتى خداى متعال، اعمال شاقّه را برداشته و تكاليف فوق طاقت نمى خواهد؛ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها ؛ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها ، چرا پزشك مجوّز بدهد تا زائر را شرعاً ملزم و مكلّف به انجام مناسك كند؟ ! آيا حضور جمعيت چند ميليونى و ازدحام هاى طاقت فرسا و دورى مسافت و. . . احراز كنندۀ موضوع «مشقّت فوق معمول» نيست؟
در علم اصول، يكى از ملاك هاى اولويت را وجود بدل دانسته اند؛ مثلاً در مورد همراه داشتن آب كمى كه ناگزيريم با آن يا وضو بگيريم و يا بدن را تطهير كنيم، گفته اند: وضو و غسل بدل دارد و بدلش تيمم است ولى طهارت بدن و لباس بدل ندارد. پس اولويت با مصرف آب براى تطهير است. اين مورد هم همينگونه است؛ يعنى زائرِ بيمار مى تواند نايب بگيرد و اصلاً تنها جايى كه در حال حيات، عبادت نيابى صحيح شمرده شده، همين حج است؛ يعنى در روزه و صيام، تا شخص زنده است روزۀ نيابى براى او صحيح نيست ولى حج نيابى صحيح است.