171
بخش دوم: پزشك با زائران
1. سخن گفتن به زبان قابل فهم
از آنجا كه پزشكان مانند ساير اهل علم و دانشگاهيان، عمرى با زبان و فرهنگ مخصوص خوگرفته اند، همان گونه كه در كلاس و دانشگاه، اديبانه سخن مى گويند، در كاروان هم برخى پزشكان با همان ادبيات و واژگان حرف مى زنند. غافل از آنكه درصد ناچيزى از مخاطبان هستند كه زبان فصيح، يا بهتر بگويم: زبان تخصصى پزشكى را به خوبى درك مى كنند. پزشكى را ديدم كه عين عبارت هاى مكتوب را كه با كمك پاورپوينت نمايش مى داد، تلفظ مى كرد و زائران ما كه عمدتاً روستايى بودند، اصلاً نمى فهميدند.
حضرت امام راحل1 كه در اوج فقه و عرفان و فلسفه و ادب بودند، در سخنرانى هاى عمومى كاملاً عاميانه و همۀ فهم سخن مى گفتند. به گونه اى كه مرادشان مفهوم عوام و خواص بود ولى نوع مردم، زبان روشنفكران يا سياستمداران را در نمى يافتند و همين نكته يكى از رموز موفقيت روحانيت و حضرت امام راحل1 در نهضت و انقلاب بود.
2. تقديم اَهمّ در موارد تزاحم
توضيح: در موارد صدور مجوّز توان انجام دادن اعمال، معمولاً پزشكان محترم جانب زائر را مقدم مى دارند و سعى مى كنند در حدّ امكان زائر بيمار را راهى حج كنند و مانع حج نشوند.
انگيزۀ اين تصميم معمولاً دلسوزى زياد پزشك است. پزشك ملاحظه مى كند اين بزرگسال بيمار سال هاى سال است، چشم انتظار زيارت و آرزومند حج و. . . است، ازاين رو، دل پزشك راضى نمى شود به راحتى زائر كهن سال يا بيمار را محروم كند.
پيشنهاد ما اين است كه در اين موارد، به جاى ميدان دادن به عواطف و احساسات و به جاى مردم دوستى و خيرخواهى براى زائر، بايد تصميمى قاطع و عاقلانه و منطقى گرفت و از ناله و نفرين زائر محروم نترسيد.
زيرا صدور مجوّز براى زائر ضعيف يا ناتوان، ارفاق و گذشت و فداكارى نيست، بلكه بعضاً تضييع