140بايد آن دو را بصورت زير اعاده كند.)
طواف از پشت مقام ابراهيم عليهالسلام همان حكم قطع طواف را دارد.
با توجه به اينكه پايان شوط اول به حرف « الف» و پايان شوط سوم به حرف « ح» تمام مى شود و شروع شوط دوم و چهارم، نيت دارد چنانچه قطع طواف با عذر موجه انجام شد، (از هر جاى طواف) ، شروع آن بايد از ابتداى دور اول - براى دورها ى دوم و سوم، و براى دورهاى پنجم و ششم شروع اعاده هر طواف شوط از ابتداى دور سوم مى باشد. و در پايان دور هفتم كه از حرف مقطعه « ق» شروع شده و تا پايان دور هفتم كه به حرف مقطعه «ى» ختم مى شود (كه در سوره هاى شريفه « ق» و « يس» در ابتداى سوره ها سوگند ياد شده است.)
طواف دور هفتم، نبايد قطع شود مگر در حدث اكبر (جنابت، حيض، نفاس) و در حدث اصغر بايد مطمئن باشد كه شوط هفتم با وضو تمام شود.
چنانچه طواف شوط هفتم، قطع شود شروع طواف از شروع دور چهارم است كه با حرف «ح» شروع شده و نيت دارد. علت آن است كه، شروع شوط هفتم با حرف مقطعه «ق» مى باشد كه انتهاى كلمه مقطعه (حمعسق) است و شروع كلمه مقطعه نيز با حرف « ح» مى باشد كه شروع دور چهارم است.
استثنا: شروع شوط چهارم با حرف مقطعه «ح» شروع شده و به حرف مقطعه «ر» ختم مى شود. حروف مقطعه (حمعسق) و (المر) بعلاوه كلمه مقطعه (كهيعص) كلماتى هستند كه در ترسيم حروف مقطعه كه در فصل هفتم بررسى مى شود، خطوط متصل حروف مقطعه يكديگر را قطع مى كنند. بنابراين قطع طواف براى اولين مرتبه از ابتداى شوط چهارم از حرف مقطعه «ح» شروع مى شود. ولى با توجه به اينكه شوط چهارم، فصل مشترك دو كلمه مقطعه (حمعسق) و (المر) است براى دومين قطع طواف، شروع طواف به ابتداى شوط اول، حرف مقطعه « الف» كه در هر دو مورد با نيت همراه است، انجام مى پذيرد.
مساله 31 - اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص بجا آورده بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و برگردد تتمه سعى را بجا آورد و طواف وسيعش صحيح است، لكن احتياط آن استكه اگر كمتر از چهار دور بجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد، و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند.
(توضيح مولف: چنانچه دو يا چند ركن، از اركان واجب كه با يكديگر به جا آورده شود محل اشكال است و حتما اركان بعد از آن بايد اعاده شود. هر امر واجبى زمانبندى خود را دارد و در انجام سعى بين صفا و مروه رجوع شود به سوال 16 فصل پنجم همين كتا