88بتوان به تاريخ اين مسأله رسيدگى كرد.
در كنار اسناد، سفرنامههاى حج ايرانى هم نهايت اهميت را براى شناخت وضعيت حجاج ايرانى در اين ميسر دارند كه تاكنون مورد استفاده قرار نگرفته است. 1
منبع ديگر براى ما، منابع مربوط به منطقۀ جبل دورۀ آل رشيد و رياض در دورۀ سعودى است. در اين زمينه چند منبع مهم وجود دارد. سفرنامههاى اروپايى به جزيرة العرب كه بسيار با اهميت هستند. اسناد سعودىها كه گويا حجم زيادى از اسناد آن دوره از ميان رفته و غارت شده اما به احتمال شمارى برجاى مانده است و همين طور تحقيقات نويسندگان منطقۀ حائل كه به اين منطقه پرداختهاند. طبعاً تواريخ محلى وهابيان نيز گهگاه اطلاعاتى در بارۀ راه حج دارد.
نمونهاى از آگاهيهاى سفرنامههاى ايرانى در بارۀ راه جبل
در سفرنامههاى ايرانى اطلاعات فراوانى در بارۀ راه جبل آمده كه يكى از بهترين آنها، تك نگارى «تير اجل در صدمات راه جبل» ميباشد و در مجموعۀ «پنجاه سفرنامه حج قاجارى» چاپ شده است.
در ميان اين سفرنامهها، سفرنامۀ حافظ محمد كربلايى هندى كه در سال 1231 به حج آمده، مسيرش از عراق، از راه نجد، به حجاز بوده و در آنجا گرفتار آل سعود و نمايندۀ آنان مبارك نامى شده است. آنان به قدرى بر قافلۀ عراق سخت گرفتند كه آنان به حج آن سال نرسيدند. اين سفرنامه كه در مجلد اول پنجاه سفرنامه حج قاجارى چاپ شده، اطلاعات مهمى در بارۀ روش برخورد آل سعود با حجاج در آن زمان دارد. او كه پس از حمله طوسون پاشا پسر محمدعلى پاشا به منطقۀ رسيده، از خرابيهايى كه لشكر مصر در اين نواحى كرده و اينكه «زنهاى آن بلد و اطراف آن، همه از قشونىها حامله شده بودند» ياد كرده است. در اواخر سفر اوست كه ابراهيم پاشا يورش آورد و تا سال 1234 در آن منطقه ماند.
همانطور كه اشاره شد، موضوع بحث در اينجا، راه جبل شمر است نه راه نجد. لذا از ذكر آن مورد عجالتا خوددارى كرده و براى نمونه، مواردى از آنچه كه برخى از حجاج ايرانى در بارۀ قريۀ جبل نوشتهاند مىآوريم. پيشاپيش اشاره كنيم كه تقريباً هر زائرى كه از راه جبل رفته و سفرنامه نوشته، اطلاعاتى و لو مختصر از وضعيت جبل داده است، جز آن كه بسته به رويدادهايى كه پيش آمده، اين اطلاعات كم و زياد مىشود. پيداست كه اين مسافران اطلاعات پيشين راجع به وضعيت اين منطقه و حكومت آنجا و حاكمان نداشتند، اما اگر سياسى بودند، دست كم سريعتر آشنا ميشدند. براى مثال