85حضرت گفت: اى محمد، دخترم را اسير گرفتهايد. اين شترها را از من بگيريد و دخترم را بازگردانيد.
پيامبر فرمود: آن دو شترى كه در وادى عقيق و در فلان نقطه و دره پنهان كردهاى چه مىشود؟ ! با شنيدن اين جملات، نور ايمان در قلب حارث درخشيد و گفت:
«أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ» ؛ «گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و تو فرستادۀ اويى» ، چون كسى جز خدا نمىداند كه من چه كردهام! و اينجا بود كه گروهى از اقوام و خويشان وى نيز مسلمان شدند. 1
تغيير نام جويريه
پيامبر (ص) پس از ازدواج با جويريه، نام او را تغيير داد. البته نام پيشين وى در اسناد تاريخى نيامده و بيشتر مورخان، بدون ذكر نام تغيير يافته، از او ياد كردهاند؛ اما دليل تغيير نام وى معلوم و مشخص نيست. 2
عالمه و محدِّثه
با اين كه زندگى جويريه با پيامبر گرامى (ص) پنج سال بيش نبود اما او به دليل اشتياق فراوانى كه به درك فضايل داشت، در آن پنج سال، احاديثى را از آن حضرت آموخته و نقل مىكند و به عنوان بانويى عالم و محدّث تا سال 50 ق. زندگى كرد. جالب اينجا است كه وى در سلسلۀ راويان فريقين (شيعه و سنى) قرار دارد؛ بهعنوان نمونه، روايتى را از ايشان نقل مىكنيم:
«صبح يكى از روزها در خانه نشسته بودم و تسبيح مىگفتم. پيامبر گرامى (ص) وارد شده، فرمودند: آيا به تو كلمههايى بياموزم كه آنها را بگويى؟ گفتم: بفرماييد كه بدان مشتاقم. فرمود: سه مرتبه بگو: «سُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ خَلْقِهِ » ، سه مرتبه: « سُبْحَانَ اللَّهِ رِضَا نَفْسِهِ» و سه مرتبه هم بگو « سُبْحَانَ اللَّهِ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ» و من پس از آن، همواره اين كلمات را مىگويم و اين اذكار را بر زبان جارى مىكنم.» 3