112
ميقات حج: شما روى سفرنامههاى حج تمركز خاصى داشتهايد و تعدادى را منتشر كردهايد. در ميان اينها كه فراوان هم هست، شمارى متعلق به زنان است. چه تفاوتى ميان آثار مردانه و زنانه وجود دارد؟
براى اولين بار هنگام نوشتن آثار اسلامى مكه و مدينه، متوجه اهميت اين آثار شدم. همزمان در ميان فهرست نسخههاى خطى كه جستجو مىكردم، آثار سفرنامهاى چاپ نشده را ديدم. بنابراين، شروع به تصحيح آنها كردم. به نظرم سال بود كه مجموعهاى از سه سفرنامۀ قديمى را با سفرنامهاى كه خودم براى حج آن سال نوشته بودم با نام «بهسوى امّ القرى» منتشر كردم. از آن به بعد چاپ اين سفرنامهها آغاز شد. برخى را هم به دوستانم دادم كه تصحيح كنند. شمارى از آنها در مجموعۀ «ميراث اسلامى ايران» و برخى در فصلنامۀ «ميقات حج» منتشر شد. برخى از سفرنامههاى پر حجم مثل سفرنامۀ حسام السلطنه كه آن زمان نسخهاش را از كتابخانۀ مجلس گرفتم، به وسيلۀ نشر مشعر چاپ شد. بعضى را هم نشر مورخ منتشر كرد.
اين اواخر فكر كردم آثار قاجارى را كه مجموعهاى گرانبها در ادب فارسى است يك جا منتشر كنم كه در هشت جلد منتشر شد. جلد نهمى هم دارد كه اميدوارم موفق به آماده كردن آن شوم.
در ميان اين آثار، چند اثر زنانه است. البته اولين اثر زنانه كه من منتشر كردم، سال 1376 بود با نام «سفرنامۀ منظوم حج» از بانويى اصفهانى كه در اصل از يك خانوادۀ اردوبادى بود كه به اصفهان آمدند. مىدانيد كه اين اردوبادىها را حاتم بيك وزير شاه عباس به اصفهان آورد. خوب هم تربيت شدند. اين زن هم از همان خانواده بوده است. يك مثنوى يك هزار و چهارصد بيتى در سفر حج دارد. اين كتاب اهميت زيادى داشت. يك اثر صفوى بود. از يك زن بود. گزارش تاريخى از شهرها داشت و مسير حج را هم مشخص كرده بود. بعدها اثرى از دختر فرهاد ميرزا چاپ كردم. همين طور سفرنامه يكى از زنان ناصرالدين شاه را با نام «وقار السلطنه» و مهمتر از اينها اثر يك بانوى كرمانى كه بسيار فاضله بوده است. خوب اين سفرنامهها روحيه زنانه دارد. اين اصل است. البته دختر فرهاد ميرزا كه در يك خانوادۀ اشرافى و دانش دوست بزرگ شده، جدىتر است. اما سفرنامه اين بانوى كرمانى، واقعا اثر شگفتى است. در ميان آثار فارسى زنانه در تاريخ ايران يگانه است. نوع نگاه زنانه و در عين حال ظريف او فوق العاده است. كار وقار السطنه هم جالب است. زن ناصرالدين شاه و عاشق شاه است. بعد از كشته