110همين طور. نكات مختصرى هم در تاريخ سياسى اسلام است. در بخش صفويه هم. . .
با انتشار يك متن، يا جستجو در آن متن، سعى كردهام نكات تازهاى از لحاظ تاريخى روشن كنم. جامعۀ علمىِ كشور بايد مسيرش را در جهت توليد علم بگذارد. اين هدف اساسى است كه اگر محقق شود، علم در كشور پيشرفت خواهد كرد.
ميقات حج: به نظر جنابعالى تدوين و نگارش تاريخ اسلام از منابع و مصادر شيعه (حديث و تاريخ) ميسور و عملى است و آيا مورخان شيعى در اين زمينه گامى برداشتهاند؟
برخى از قول مرحوم آيت الله بروجردى نقل كردهاند كه فقه شيعه حاشيهاى به فقه اهل سنت است؛ يعنى اساس آنها يكى است، هرجا كه اختلاف نظر بوده، ائمۀ شيعه نظراتشان را بيان فرمودهاند. البته اين كليت ندارد، در همه علوم اسلامى هم اين طور نيست، اما به هر حال، اصل اسلام و مسير تحوّل آن، مسيرى است كه براى همۀ مسلمانان رخ داده است. شيعيان هم در دل جامعۀ اسلامى وگاه در خود پايتختهاى اسلامى زندگى مىكردند. بغداد يكى از مراكز اصلى شيعيان در تاريخ است. در شهرهاى ديگر هم هميشه شيعه بوده است. در مدينه كه اصل اسلام رشد كرد، شيعه هميشه بوده و تاكنون هم هست. بنابراين تاريخ امت اسلامى تاريخ يك مجموعه است. اما شيعه همان طور كه در فقه ديدگاههاى خودش را داشته در تاريخ هم داشته است. طبعاً در فقه قوىتر برخورد كرده، چون بحث از زندگى مردم بوده است. تاريخ در حاشيه بوده است. اگر مقصود اين است كه تنها بر اساس منابع شيعه يك تاريخ نوشته شود البته چنين چيزى نيست. اما اينكه بايد در نگارش تاريخ اسلامى منابع شيعه مورد استفاده قرار گيرد، نكتهاى است كه حتماً بايد رعايت شود. شيعيان در زمينۀ سيرۀ نبوى منابع مسقلى داشتهاند. در بارۀ تاريخ زندگى امامان خود هم تواريخ مستقلى داشتهاند. بقيه مسائل هم مشترك بوده و بايد با رعايت همۀ منابع نوشته شود.
ميقات حج: همانطور كه ميدانيد «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» به همت آيتالله العظمى بروجردى و مرحوم شيخ محمود شلتوت براى دستيابى به اتحاد جهان اسلام شكل گرفت و از نتايج آن اين شد كه به پيشنهاد آيت الله بروجردى نماز جماعتهاى چندگانه مسجد الحرام تبديل به نماز جماعت واحد شد و نيز براى نخستين بار نماز جماعت به امامت يك عالم شيعى (مرحوم علامه شرف الدين) در مسجد الحرام برگزار گرديد، اما امروزه با سلطۀ وهابيون بر حرمين، مسلمانان از نعمت وحدت محروم و روز به روز از اين هدف دور مى شوند، به نظر شما به عنوان يك تاريخ نگار نامدار، آيا راهكارى براى احياى مجدد «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» وجود دارد؟