137برازجون!] كه پنج فرسخ است و لكن ما از آنجا نيامديم. بعد از بيرون آمدن از بوشير رسيديم به امشَيلَه كه اسم موضع است. گل بسيار داشت. همه حيوان اهل قافله افتاد.
دالكى (نُه فرسخ) ،
بعد از دالكى رودخانه است مسمى به رودخانه دالكى. آب زياد دارد. پل ندارد، خراب شده است.
كنار تخته (چهار فرسخ) ،
قبل از وصول به كنار تخته، كُتَلى است بسيار صعب مسمى به كُتل مَلو يعنى كتل ملعونه. اين كتل بعد از رودخانه است. هر دو در يك منزل طى مىشود.
كمارج (سه فرسخ) ،
قبل از وصول به كمارج كُتلى است بسيار صعب.
كازرون (پنج فرسخ)
قريهاى است بسيار بزرگ، پرنعمت و كثرت علما و طلاب. در آنجا باغى است سى جريب بسيار با صفا. مسمى به باغ نظر. درخت نارنج و نارنگى و ليمو و ترنج و بكراوى و ساير ميوهجات بسيار در آنجا هست. لنگ در اين قريه يك روز.
ميان كُتل (چهار فرسخ) ،
كاروانسرايى است ميان كتل دختر و قبل از كتل دختر پيرهزن است. وجه تسميه آن است كه پيرهزنى بود از اهل شيراز يا از اهل بلدانك. اراده مكّه معظمه داشت. رسيد به كتل مزبور. ديد كه عبور از آن بسيار صعب است. ديگر آن سال مكّه نرفت، پول مكّه را خرج كرد. اين كُتل را مفتوح كرد كه مردم راحت باشند و اين پيرهزن دخترى داشت. او هم اراده مكّه را كرد. به آن كُتل رسيد او را ساخت. لهذا آنجا مسمى به كُتل پيرهزن شد و ثانى به كُتل دختر خونه.
زنيان (هفت فرسخ) ،
بعضى از ميان كتل مىآيند به دشت ارژن كه سه فرسخ است منزل مىكنند و ما در آنجا منزل نكرديم.
دارالعلم شيراز (هشت فرسخ)
وصف شيراز احتياج به بيان نيست. ورود به شيراز ربيعالاول، توقف در آنجا يوم. بقاع در شيراز بسيار است. مثل شاه چراغ، امامزاده سيد احمد (ع) ، اخ امام موسى كاظم (ع) و شش امامزاده ديگر در آنجا است و مثل سعديه و حافظيه و باغات چند دارد؛ مثل باغ تخت و باغ نو و غير آنها.