110در ادامه، شاعر مكانها، مناسك و برنامههاى حج را آورده و مىكوشد حالت عرفانى آن را بيان كند، كسىكه به خانۀ خدا مىرود، غير خدا را فراموش مىكند و براى رسيدن به قرب الهى مانند اسماعيل جان خود را در راه او فدا مىكند.
چو اسماعيل جانت را فدا كن
ز حلق خويش حايش را ادا كن
بپرس از اسم مثل خود كجايى
اگر حلق خودى حلق خدايى
بگير از حج ابراهيم پندت
به يك قدوس ده صد گوسفندت
نگاه احمد عزيزى به حج، عرفانى و اخلاقى است. وى معتقد است تا خدا دعوت نكند و توفيق الهى نصيب نشود، كسى به حج نمىرود. حاجى وقتى به اين سفر مىرود و لباس احرام مىپوشد، بايد صفات شيطانى را از خود دور كند. دنيا و تعلّقات آن را رها سازد و در عشق الهى غرق شود تا بتواند همچون هاجر جرعهاى از زمزم الهى بنوشد. اشعارش بيانگر اين است كه سفر حج بايد موجب تحوّل در حاجى شود، هدفش فقط رضاى پروردگار باشد تا با اعمال پسنديده زمينه را براى ظهور امام زمان (عج) فراهم نمايد.