102محدثى با زبانى ساده و روان و استفاده از برخى عوامل زيبايى سخن همچون واجآرايى ( اين چشم را در چشمهى عشق تو، شستيم) شعر حضرت مهدى عليهالسلام و عرفات را سروده است. شاعر در اين سروده به حضور حضرت مهدى (عج) در صحراى عرفات تأكيد دارد و به اين مطالب اشاره مىكند:
اى مهدى! عطر حضور تو در دشت و صحرا و خيمههاى عرفات پيچيده و ردّ پايت همهجا ديده مىشود.
فرياد «يا مهدى» عاشقان در فضا پر شده و همه چشم انتظار تو در آرزوى ديدارت هستند! اما كدامين حاجى دلباخته كه در آتش عشق تو سوخته توفيق ديدار تو را دارد!
اى مهدى! صحراى عرفات و از ديدار تو محروم ماندن؟ !
فرجام سخن اينكه جواد محدثى اشعار فراوانى در مورد حج، خانهى خدا، مدينه، پيامبر (ص) و اهل بيت سروده است كه در اين مقاله به چند مورد آن اشاره شد.
محدثى اين اشعار را درقالب هاى نو وسنّتى، با زبانى ساده و روان همراه با عاطفه و صميميّت وبا اشاره به آيات واحاديث سروده و از ديد «عرفانى، اخلاقى و اجتماعى» به حج نگريسته است. او معتقد است مهمترين درسى كه بايد از حج آموخت، دگرگونى اخلاقى است. حاجى وقتى لباس احرام مىپوشد بايد تمام وابستگىهاى دنيوى را از خود دور كند، تنرانه، بلكه دل را به مهمانى خدا برد تا انوار الهى برآن بتابد و منورش سازد:
«به جان شو ساكن كعبه بيابان چند پيمايى
چو نبود قرب روحانى چه سود از قطع منزلها»
(جامى، 1341:139)
«كعب----ه ى م--ردان از آب وگ--ل است
ط---الب دل ش-----------و كه بي-ت الله دل است»
(مولوى، 1363:282)
از ديدگاه محدثى، سفر روحانى حج و زيارت خانهى خدا فرصتى است تا زائر به راز و نياز و تهذيب نفس بپردازد، روح و جانش را لبريز از عشق و صفا كند و روح عبوديت، بندگى، تواضع و مبارزه با خودبينى را در خود پرورش دهد.
و «حج» نمايش عاشقانهى به ديدار معبود رفتن، نمايش نشاندن تشنگى جان با قطرهاى از جام محبوب و شكستنهاى «من» در برابر عظمت «او» . . .