144لطف كند و از آتش خشم رهايش سازد:
خجل ز طاعت خويشم به پيشگاه رسول
بشارتى به من از لطف كردگار دهيد
خدا را به شهيدان بقيع قسم داده، به كسانى كه در راه خدا شهيد داده اند صبر و پاداش دهد:
قسم به جان شهيدان لاله زار بقيع
كه اجر و صبر به دلهاى سوگوار دهيد
در خاتمه، سلام امام (پيرجماران) را به پيامبر مىرساند و از درگاه او مىخواهد كه به حرمتش، او را از نزديكان درگاهش قرار دهد و شفاعت كند:
سلام پيرجماران به مصطفى دارم
به حرمتش كه مرا در حريم بار دهيد
4- عرفات
يا رب به ديار بركات آمدهايم
(سبزوارى، 453:1368)
انسان هميشه مغلوب اسير نفس امارۀ خويش است. وقتى حاجى، پا در حريم حرم مىگذارد، بايد از هواهاى نفسانى خويش مصون باشد.
حميد سبزوارى در اين رباعى، خود را در درگاه پروردگار گناهكار و روسياه شمرده و هدف از آمدن به سفر حج را توبه كردن و طلب عفو و بخشش از درگاه حق ميداند.
5- شرف كعبه
گفتم ز چه كعبه را به عالم شرف است
(سبزوارى، 377:1367)
شاعر در اين رباعى بيان مىكند: شرف و بزرگى خانۀ خدا به خاطر طواف كنندگان عاشق است؛ همان طور كه صدف به خاطر گوهر درون خود ارزشمند است، كعبه هم به اين دليل داراى ارزش شده كه زادگاه حضرت على (ع) است.
حميد سبزوارى با ديد اجتماعى، عرفانى و اخلاقى به حج نگريسته و عقيده دارد: