106«و إنّما هذه حكاية ولدها قوم قالوا بإمامة إسماعيل ليس لها أصل لأنّ الخبر بذكر الأئمة الاثنَى عشر (ع) قد رواه الخاص و العام عن النبى (ص) و الأئمة (ع) و قد أخرجت ما روي عنهم في ذلك في هذا الكتاب فأما قوله ما بدا لله فى شىء كما بدا له فى إسماعيل ابنى فإنّه يقول ما ظهر لله أمر كما ظهر له في إسماعيل ابنى إذ اخترمه فى حياتى ليعلم بذلك أنه ليس بإمام بعدى» . 1«اين ماجرا، حكايتى است كه قوم قائل به امامت اسماعيل آن را پرداخته و بيان كردهاند. براى آن نقلها هيچ اصالتى نيست؛ زيرا خبر امامت ائمۀ دوازادهگانه، خبرى است كه عام و خاص آن را نقل كردهاند و نام اسماعيل در بين آنها وجود ندارد. . . اما قول امام صادق (ع) كه فرمود: هيچ بدايى براى خدا همچون بداى براى فرزندم اسماعيل نبوده است، مُشعر به اين است كه خداى متعال با مرگ اسماعيل، اين نكته را براى شيعيان واضح نموده است كه: اى شيعيان، اسماعيل، امام نيست و بعد از من، امامت به اسماعيل نميرسد.»
كارهايى كه امام صادق (ع) بعد از مرگ اسماعيل انجام داد
امام صادق (ع) پس از مرگز اسماعيل، هنگاميكه وى را در كفن نهادند، به بسيارى از شيعيان امر فرمودند كه بروند كفن را بگشايند و ببينند كه اسماعيل وفات يافته و از دنيا رفته، تا براى همه معلوم گردد كه اسماعيل حجت خدا نبوده است. بنابراين، امامت به وى منتقل نشده، به دليل اينكه هر امامى بايد نص بر امامت امام بعدى داشته باشد و امورى كه حضرت انجام دادند، براى توجه دادن شيعه به اين حقيقت بوده كه وى امام شيعيان نمىباشد.
زراره مىگويد: «پس از فوت اسماعيل، نزد امام صادق (ع) رفتم، وقتى وارد شدم فرزندش حضرت موسى كاظم (عليهما السّلام) را در كنارش ديدم و جلوى ايشان جنازهاى قرار داشت كه روى آن با پارچهاى پوشيده بود. در اين حال حضرت فرمودند:
زراره! برو و داود رقّى، حمرا نبن اعين و ابوبصير را با خبر كن تا بيايند. درهمين حال، مفضلبن عمر نيز وارد شد. من رفتم و نامبردگان را خبر كردم. به تدريج افراد ديگرى وارد منزل شدند تا اين كه به سى نفر رسيديم. امام (ع) خطاب به داود رقّى فرمودند: «پارچه