260جابر عرض كرد: اين زحمت و فشار چيست كه بر اثر زيادى عبادت به خود مىدهيد؟ ! آيا نمىدانى كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما آفريده و جهنم را براى دشمنان شما پديد آورده است؟ !
امام در پاسخ فرمودند: اى صحابى پيامبر! آيا نمىدانى كه خداوند گذشته و آينده پيامبر را آمرزيد؛ اما او دست از مجاهده و عبادت برنداشت؟ آنقدر عبادت كرد تا پاهايش متورّم شد. به پيامبر گفتند: با آنكه خداوند گذشته و آينده تو را آمرزيده، باز هم اينگونه عبادت بسيار مىكنى؟ پيامبر فرمود: آيا بندهاى شكرگزار نباشم؟ !
جابر كه اين پاسخ امام سجاد (ع) را شنيد، عرض كرد: اى پسر پيامبر! رعايت حال خود كنيد تا زنده بمانيد؛ چراكه شما خاندانى هستيد كه از بركتشان بلاها رفع، و سختىها برطرف شود و باران ببارد. امام سجاد (ع) فرمود: من به روش پدرانم عمل مىكنم تا آنان را در عالم ديگر ديدار كنم.
جابر رو به حضّار مجلس كرد و گفت: در ميان اولاد پيامبران همچون على بن الحسين ديده نشده، مگر حضرت يوسف. به خدا قسم فرزندان على بن الحسين از فرزندان يوسف برترند؛ چرا كه در ميان آنان حضرت مهدى (عج) است؛ همو كه زمين را پس از پر شدن از ستم، از عدل و داد آكنده مىكند. 1
جابر در محضر امام باقر (ع)
رابطه جابر با امام باقر (ع) ، رابطهاى خاص و بىنظير بود. در دوران جوانى جابر، روزى رسول الله (ص) به او فرمود: اى جابر! تو مردى از فرزندان مرا خواهى ديد كه همنام من و شبيه من است و دانش را مىشكافد. هر گاه او را ديدى، سلام مرا به او برسان.
اين فرموده پيامبر در ذهن جابر چنان نقش بست كه بعدها بسيار آرزوى ديدار شخص موعود را مىكرد و پيوسته مىگفت: اى باقرالعلم! اى باقر العلم. اهل مدينه كه از دل جابر خبر نداشتند، مىپنداشتند كه هذيان مىگويد؛ اما جابر در پاسخ آنان مىگفت: به خدا قسم هذيان نمىگويم؛ چراكه از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه فرمود: تو مردى از فرزندان مرا خواهى ديد كه نامش و چهرهاش مانند من است. او علم را مىشكافد. اين است كه من چنين مىگويم. 2