190يزيد از اقامت حضرت زينب (عليها السلام) در مدينه شكايت و سعايت كرد و اعلام نمود آن بانوى گرامى با فصاحت بيان و افشاى برخى مسائل، در قلوب افراد هيجان به وجود مىآورد و درصدد است به خونخواهى برادرش امام حسين (ع) قيامى به راه ا ندازد. چون اين خبر به آن امير جفاگستر رسيد، امر كرد تا ايشان را به نقاط ديگر تبعيد كنند. آن عقيله بنىهاشم اقامت در مصر را برگزيد و برخى از اهلبيت (عليهم السلام) هجرت به شام را اختيار كردند. پس زينب كبرى (عليها السلام) با عدهاى از مخدّرات، سكينه و فاطمه، دختران امام حسين (ع) از مدينه بيرون آمدند و وقتى خبر هجرت آنان به مسلمة بن مخلد انصارى، حاكم وقت مصر رسيد، با جماعتى از اعيان و كارگزاران خود به ا ستقبال اهلبيت امام حسين (ع) شتافتند و در آبادى بين طريق مصر و شام با ايشان ملاقات كردند. سپس آن عزيزان در اول شعبان المعظم سال 61 هجرى وارد مصر شدند و مدت يازده ماه و چند روز در اين ديار اقامت داشتند تا آنكه در آخر روز شنبه چهاردهم رجب همان سال خاتون معظم ياد شده به رحمت حق پيوست و بعد از ارتحال او، سكينه و فاطمه و برخى اقارب آن مخدره، به مدينه بازگشتند.
ملا على واعظ خيابانى براى تكميل اين بحث و حصول اطمينان درباره چنين وقايعى، موضوع را از علامه كبير، آقا ميرزا محمدعلى اردوبادى نجفى (رحمه الله) جويا مىشود و ايشان هم آن مطالب را تأييد مىكند. 1
مرحوم دكتر محمدابراهيم آيتى بازگشت در اربعين اول را نمىپذيرد و آن را افسانه مىشمارد! 2
در ميان معاصرين، ماجراى آمدن اسيران به كربلا و ملاقات آنان در اين ديار مقدس با جابر و عطيه كوفى، از حالت استبعاد فراتر رفته و آن را در رديف تحريفات لفظى دانستهاند و خاطرنشان كردهاند كه ريشه اين داستانهاى غيرواقعى و افسانهپردازىها اين است كه شخصيتهاى بزرگ از سوى عوام موضوع قصههاى موهوم قرار مىگيرند و براى آنان ماجراهاى خيالى ترسيم مىكنند. اربعين كه فرا مىرسد، تمام مردم اين روضه را گوش مىكنند كه اسرا از سرزمين شام آمدند و امام سجاد (ع) با جابر كه صحابى رسول خدا بود و تا زمان امام باقر (ع) را درك كرد، ملاقات فرمود؛ در صورتى كه اين مطالب جز در كتاب