191لهوف كه آن را هم مؤلفش، سيد بن طاووس در آثار ديگر تأييد نكرده، در هيچ كتابى نيست و هيچ دليل عقلى هم قبول نمىكند. 1
اما آيتالله ميرزا محمد ارباب اشراقى قمى (متولد 1341ق) پس از آنكه زيارت جابر بن عبدالله انصارى را به نقل از كتاب «بشارة المصطفى» (از محمد بن ابىالقاسم محمد بن على طبرى) آورده، اينگونه نظر خود را اعلام مىكند:
در اين خبر معتبر، مذكور نيست كه زيارت جابر، در روز اربعين بوده يا روز ديگر و نيز ذكر نشده كه زيارت جابر در سال اول شهادت امام حسين (ع) بود يا بعد از آن. ليكن مذكور در ساير كتب شيعه تحقق دو امر است. در هر حال ورود اهلبيت را به كربلا، در روز اربعين اول بسيارى ذكر كردهاند از عامه و خاصه (اهل سنّت و شيعيان) مانند ابننما حلى، ابن طاووس، ابومخنف و صاحب كتاب نورالعين فى مشهد الحسين (ابواسحاق اسفراينى) و از عبارت امالى شيخ صدوق نيز ظاهر مىشود كه گويد: «خرج على بن الحسين بالنسوة و ردّ الرأس الى كربلا» و در سيره و تاريخ محفوظ است كه بعد از سال شهادت (يعنى از سال 62 هجرى به بعد) اهلبيت مسافرتى به عراق ننمودهاند.
آن عالم نامدار در ادامه، ديدگاه ميرزا حسين نورى را كه در كتاب «لؤلؤ و مرجان» مندرج است، به گونهاى اجمالى مىآورد و درباره آن چنين نظر خود را اعلام مىكند:
حاصل او (محدث نورى) زياده بر استبعاد چيزى نيست و امور منقوله را نتوان به استغراب، تكذيب كرد. اگرچه سيد بن طاووس با آنكه خود او در كتاب اللهوف فى قتلى الطفوف ورود اهلبيت را در اربعين ذكر كرده، در كتاب اقبال الاعمال استبعاد نموده است. و هر گاه كسى تأمل و تتبع در وضع مسافرت اعراب و خصوصاً در ازمنه سابق نموده باشد، مىداند كه اينگونه طى مسافت خلاف عادت نيست؛ خصوصاً هر گاه قافلهاى شتاب داشته باشد و از اين قبيل سرعت مسير در مسافرت بس معهود است. در هر حال وجهى براى تكذيب ورود اهلبيت به كربلا نيست. 2