189به تربت امام حسين (ع) رسيدند، با جابر و افرادى از هاشميان مدينه كه به زيارت آن حضرت آمده بودند ملاقات كردند. وى در ادامه مىنويسد:
با ملاحظه برخى مطالب خيلى مستبعد است كه اهلبيت بعد از آن همه قضايا از شام برگردند و روز بيستم صفر كه هنگام اربعين و وقت ورود جابر به نينوا است، وارد كربلا شوند و مىافزايد: شيخ ما علامه نورى در كتاب لؤلؤ و مرجان در ردّ اين نقل بسيط تمام داده و از نقل سيد بن طاووس آن را در كتاب خود لهوف عذرى بيان نموده ولكن اين مقام را گنجايش بسط نيست. 1
اين ديدگاه آن رجالى پرهيزگار، برگرفتهاى از نظر استادش محدث نورى مىباشد و در مباحث كلام، استبعاد به عنوان دليل، پذيرفته نيست و اين موضوع امر روشنى است.
از مواردى كه ثابت مىكند رسيدن اسيران به كربلا در اولين اربعين بعيد نمىباشد، نكته جالبى است كه عبيدلى نسابه آورده است؛ سيدى جليلالقدر كه عالم، فاضل و راستگو و از اصحاب امام رضا (ع) مىباشد و از او احاديثى نقل گرديده و نجاشى معروف دربارهاش فرموده است كه عالمى فاضل و صدوق بوده است؛ بنابراين آنچه نقل كرده، مورد اعتماد است. وى در «اخبار الزينبيات» مىگويد: حضرت زينب (عليها السلام) چند روز پس از ماه رجب سال 61 هجرى وارد مصر گرديد و بعد از يازده ماه و پانزده روز اقامت در اين سرزمين در 15 رجب سال 62 هجرى رحلت كرده است.
از آنچه نقل شد، مىتوان به اين نتيجه رسيد كه كاروان اسيران كربلا در مسير كوفه به شام و از شام به كربلا توقفى قابل توجه نداشتهاند و چون حضرت زينب (عليها السلام) همراه اين كاروان بوده و بلكه در ميان بانوان نقش مهمى را ايفا مىكرده، نمىتوان ادعا كرد اسيران نينوا در اولين اربعين وارد كربلا نشدهاند و شاهدى بر اين مدعا نداريم كه آنان در سالهاى بعد به ديدار شهيدان خود آمده باشند و كتاب اخبار زينبات عبيدلى قديمىترين مصدر و مدرك و مورد اعتمادترين منبعدر اين باره است. 2
علامه جليلالقدر حاج ملا على واعظ خيابانى، صاحب «وقايع الايام» در درباره تعيين زمان رحلت زينب كبرى (عليها السلام) مىنويسد:
عبيدلى در زينبيات و حافظ ابن عساكر در تاريخ كبير خود، همچنين ابنطولون دمشقى در رساله زينبيه گفتهاند عمروبن سعيد (والى مدينه) در نامهاى خطاب به