133
ادامة انقلاب
شكست انقلاب نجف در سال 1918م/1337ق به معناى محو تفكر آزادىخواهى و سلطهستيزى از ذهن آزادگان و فرزانگان نبود؛ بلكه حركت تازه آغاز شده بود و اين تفكر، روزبهروز، ياوران و پيروان بيشترى پيدا مىكرد. انقلاب همچون خاكستر زير آتش، در فرصتهاى مناسب جلوه مىكرد و پيوسته شوق شعلهور شدن داشت. به نمونههايى از اين موارد اشاره مىشود:
نيروهاى اشغالگر انگليسى درصدد بودند تا براى تحكيم جايگاه خود در عراق، حاكمى دستنشانده را به مردم و اوضاع سياسى عراق تحميل كنند. در اعتراض به اين امر، روزنامههاى شهر بغداد گام اول را برداشتند و با اعلاميهها و آگهىهاى سياسى مردم را آگاه كرده و آماده مىكردند. شهر نجف، با وجود چاپخانههاى سنگى و جديد، بزرگترين تأثير را در انقلاب بر عهده گرفت و با چاپ و پخش دهها هزار اعلاميه، مردم را عليه انگليسىها به قيام و مبارزه فرامىخواند. 1
فتواى آيتالله شيخ محمدتقى شيرازى كه در آن آمده بود: «بر هر عراقى واجب است كه حقوق خود را مطالبه كند؛ البته با آرامش و رعايت خونسردى، ولى اگر انگليسىها از در مقابل حقخواهى آنان كوتاه نيامدند، مىتوانند نيروى دفاعى خود را در برابر آن به كار اندازند» در هزاران نسخه چاپ و به دست آزادىخواهان در سراسر عراق رسانده شد و باعث شد تا بسيارى از مردم با حقخواهى، انگليسىها را در فشار قرار دهند و سران عشاير از همكارى با قواى اشغالگر خوددارى كنند. 2
در سىام حزيران سال 1920م/1339ق قواى انگليسى،