367پس از اين گفتوگوها و صرف چاى، داشتيم آماده استراحت مىشديم كه ديديم يك گروه 25 نفرى از زائران ايرانى وارد اطاق شدند، ولى صاحبخانه وقتى ديد جا تنگ است، فوراً اطاق ديگرى كه داخل حياط بود را آماده كرد و آنها را به آن اطاق برد تا استراحت كنند.
زائران يك ساعت، بلكه بعضى دو ساعت پيش از اذان صبح بيدار شده و به نافله شب و مناجات با پروردگار خويش پرداختند و يكى از زيبايىهاى اين سفر هم همين بود. همه زائران شب زود مىخوابيدند و قبل از اذان صبح بيدار مىشدند. آماده نماز صبح شده بوديم كه باز هم به خاطر احترام فوق العاده مردم عراق به سادات، نماز را به امامت جناب علوى برگزار كرديم و ايشان پس از نماز، دعاى عهد را از حفظ خواند و چند دقيقه بعد صبحانه صرف شد.
حدود ساعت هفت صبح به راه افتاديم و به خيل پيادهروها در جاده پيوستيم. لازم به ذكر است كه تمام فرزندان صاحبخانه و باجناقش شب تا صبح با جان و دل در خدمت زائران بودند و صاحبخانه انگار از خوشحالى اينكه آن شب ميهمانان زيادى را پذيرايى كرده، در پوست خود نمىگنجيد. خداوند توفيق اين سفر معنوى و زيارت اربعين را نصيب همه آرزومندان و عاشقان اهلبيت (عليهم السلام) كند كه اين سفر، حداقل يك بار همانند سفر حج بر هر شيعهاى لازم است.
بيشتر موكبها داراى ساختمان محكم و به نام حسينيه برپا شده بودند و تعدادى از آنها هم چادرهاى محكمى بودند كه با شيوهاى خاص برپا شده بود و زائران را در مقابل سرما حفظ مىكرد. فاصله 85 كيلومترى بين نجف و كربلا پر از اين حسينيهها و چادرها بود و زمين خالى در مسير جاده، بسيار كم به چشم مىخورد.
صبح روز شنبه از مزرعه آقاى ابوظافر پس از گرفتن چند عكس يادگارى، خداحافظى كرده و ساعت هفت صبح حركت كرديم. هوا بسيار سرد بود؛ به طورى كه همه زائران لباس گرم پوشيده بودند. صاحبان خيلى از موكبها براى گرم شدن خود و زائران آتش روشن كرده و از زائران با گرمى آتش پذيرايى مىكردند. بعضى هم پتوى مسافرتى به خود پيچيده بودند و به راه خود ادامه مىدادند. در مسير چندين جا ديديم كه غرفههايى بر پا شده بود و در آنها روحانيون آماده پاسخگويى به مسائل شرعى زائران بودند.