368در تمام طول مسير شعارهاى زيباى بسيارى به چشم و گوش مىخورد كه نظر زائران را جلب مىكرد. اين شعارها را روى پرچمها و چادر موكبها و روى كوله پشتىها و. . . نوشته بودند؛ مانند: «لبيك يا حسين» ، «اميرى حسين و نعم الامير» ، «نحن أبناء الخمينى» ، «ارادوا قتلنا بقتل الحسين فقتلناهم بحبّ الحسين (ع)» ؛ يعنى دشمنان با شهيد كردن امام حسين (ع) تصميم داشتند ما را ريشهكن كنند، ولى ما با عشق به حسين و اظهار ارادت به او، آنان را نابود مىكنيم . «الحسين سرّ بقائنا» ؛ 1«نحن حسينيون ما بقينا» ؛ 2« ادعو للعراق فانّه بلد الحسين (ع)» ؛ «الحسين (ع) عبرة و عبره. . .» ؛ يعنى امام حسين (ع) و حيات و شهادت او مايه عبرت و ياد حسين اشكآور است.
مسير را با شمردن ستونها ادامه داديم تا اينكه به عمود 299 رسيديم. در اينجا حاج آقاى علوى ساختمانى را نشان داد و گفت اينجا مربوط به مرحوم آيتالله العظمى حاج شيخ جواد تبريزى است. مقابل حسينه كه رسيديم، عكس ايشان در حال پيادهروى و با شعار «لبيك يا حسين» نظرها را جلب مىكرد. چند دقيقه كنار اين ساختمان توقف كرديم و ديديم روى ديوار آن نوشته شده: «دارالصديقه (عليها السلام)» .
جلوتر كه رفتيم ديديم عدهى زيادى از زائران، شب را در بيرون ساختمان پشت ديوار با پتوهاى صخيم به سر بردهاند. آنجا يكى از اساتيد حوزه علميه قم را ملاقات كرديم كه مىگفت من سالهاى قبل هم آمده بودم و ديشب به خاطر كمبود جا دوستان مرا در ماشين جا دادند و تا صبح داخل ماشين سوارى خوابيدم.
از آنجا كه حركت كرديم، ديديم موتور سهچرخهها و تريلىها بعضى از زائران را كه خسته شده بودند و پيرمردها را سوار كرده و جلوتر مىبرند و هر جا كه با كسى قرار دارند، پياده مىشوند. تنورهاى سنتى بسيارى در كنار جاده درست كردهاند يا تنورهاى برقىاى كه در كانتينرهاى متحرك جا دادهاند، نان تازه مىپزند و به زائران مىدهند. بلندگوها در موكبها و روى سهچرخههاى در حال حركت، با پخش سينهزنى و روضه و مناقب اهلبيت (عليهم السلام) گوش را نوازش مىدادند.
نزديك اذان ظهر به حسينيهاى بزرگ رسيديم كه مربوط به يكى از قبايل عراق بود. صحن بسيار باصفايى داشت كه داراى سرويش بهداشتىهاى تميز و حمامهاى متعدد بود. پس از نماز ظهر و عصر آماده حركت بوديم كه ديديم غذا براى زائران آوردند و ميزبانان