184چون در سنين جوانى نگاشته است، آن اتقان و جامعيت آثارى را كه در اواخر عمر تأليف كرده، ندارد. به علاوه وى در اين كتاب برخلاف ديگر نوشتههايش كه اصرار بر نقل سند و مأخذ دارد، به ذكر مستندات نپرداخته و اگر در نقل مطالب لهوف و كتاب ديگرش كه «مصباح الزائر» نام دارد، ايرادى وارد گردد، منافاتى با مقام علمى مؤلف ندارد. سيد بن طاووس خود تصريح مىنمايد كه مصباح الزائر را در اوايل تكليف نوشته است و از مطلب او در اوايل كتاب لهوف برمىآيد كه اين اثر در واقع متمم كتاب مصباح الزائر است و اين سخن، خود بر عدم اتقان و استحكام دو اثر مزبور نسبت به ساير مؤلفات سيد دلالت دارد. محدث نورى مىافزايد: از مطالب شيخ مفيد، شيخ طوسى، علامه حلّى و كفعمى برمىآيد كه ا هلبيت (عليهم السلام) در روز بيستم صفر سال 61 هجرى از شام به سوى مدينه حركت كردهاند و اين روز زمانى است كه جابر از مدينه به كربلا آمد و اين كلمات روشن مىكند كه آنان به كربلا نيامدهاند؛ وگرنه بيان آن در وقايع ماه صفر از جهاتى اولويت داشت.
كتابهاى معتبرى هم كه ماجراى ورود جابر به كربلا را گزارش كردهاند، از ورود اهلبيت (عليهم السلام) و ملاقات آنان با جابر مطلبى نياوردهاند. ميرزا حسين نورى با استناد به مطالب مقتل ابىمخنف، مناقب ابن شهرآشوب و روضة الاحباب سيد جلالالدين عطاء، محدث معروف درباره مسيرهايى كه در آن روزگار بين سرزمين عراق و شام تردد مىشده، اين گونه نتيجهگيرى مىكند: مسير از كربلا به كوفه و از آنجا به شام با ملاحظه اقل ايام توقف در آن دو بلد و از شام تا كربلا در مدت چهل روز، از ممتنعات خواهد بود. آمدن امام سجاد (ع) و جماعتى از بنىهاشم به زيارت مراقد كربلا و نيز آمدن جابر در همان وقت به اين ديار، خلاف اين نكته است كه جابر را اول زائر قبر امام حسين (ع) شمردهاند. محدث نورى مىگويد:
با آن خبث طينت يزيد و پليدى سرشت او، چگونه با اين دنائت طبع اجازه مىدهد اهلبيت به كربلا بروند و دستور دهد امكانات رفاهى را براى عملى كردن اين منظور، متصدى اين كاروان فراهم نمايد و اين استبعاد اگر به آنچه آورديم منظم گردد، اساس اين احتمال از بين مىرود. 1