185
عبور از ترديد
شهيد قاضى طباطبايى شبهات و اشكالات محدث نورى را بررسى كرده و به آن پاسخهايى مستند و منطقى داده است كه در ذيل اجمالى از آن نكات را بازگو مىكنيم:
1. اگر كتاب لهوف، داراى اشكال بود، سيد بن طاووس در دورههاى بعد حيات فكرى و علمى خود، به اصلاح اشتباهات آن اقدام مىكرد. از اين گذشته، از عبارت سيد برنمىآيد كه او اين اثر را در اوايل زندگى تأليف كرده باشد. آن بزرگوار در سنين كهنسالى كتاب ديگرى نگاشت به نام «كشف المحجه» ، ولى در اين اثر بر اتقان و نفاست كتابِ لهوف اشاره كرده و توفيق نگارش آن را به بركت فضل الهى دانسته است. 1ايشان در كتاب اقبالالاعمال نيز خواننده را براى مطالعه كتاب لهوف ترغيب مىكند و كتاب اقبال را در اواخر عمر نوشته است است. او در اجازهاى كه در كتاب اجازات بحارالانوار درج گرديده، تصريح مىنمايد كسى در تأليف اثرى چون لهوف بر وى سبقت نگرفته است و اهل خبره مىدانند كه استوارى مطالب اين كتاب، از فضل الهى است. بنابراين اگر هم فرض را بر اين بگذاريم كه لهوف از نگاشتههاى او در سنين جوانى است، او مكرّر آن را تصديق كرده و بر اعتبار آن عقيده داشته است و اصولاً اين منطقى نيست كه هر كس كتابى در اوايل عمر نوشته آن ر سست و ضعيف بپنداريم؛ بلكه برعكس آثارى كه در سنين فرسودگى و ضعف قوا به نگارش در مىآيد خللپذيرتر مىباشد. اين كه سيد بن طاووس سند مطالب لهوف را نياورده، از آن جهت بوده كه كتاب را نوشته تا زائرين مرقد امام حسين (ع) آن را همراه ببرند و در مجالس سوگوارى مطالبش را بخوانند. تمام مطالب لهوف از نظر علماى شيعه مورد اعتماد و داراى اعتبار است و حتى از تمام تواريخ و مقاتلى كه علماى شيعه و سنى درباره كربلا نوشتهاند، معتبرتر است. 2
2. خود سيد بن طاووس در «اقبال الاعمال» آمدن اهلبيت به كربلا را در بيست صفر 61 هجرى بعيد شمرده است. محدث نورى اين نكته را براى استبعاد آمدن اسرا به كربلا در اربعين اول مطرح كرده؛ در حالى كه آن سيد محقق در ملحق كردن سر مطهر به بدن ترديدى ندارد، ولى در كيفيت آن و چگونگى حمل آن از شام تا حائر شريف و كيفيت الحاق به جسد مطهر، اظهار بىاطلاعى نموده است. اينكه ميرزا حسين نورى ماجراى اربعين اول را به