186سبب مسيرها و رفتوآمدهاى آن زمان بعيد دانسته، شهيد قاضى اينگونه جواب مىدهد:
با ملاحظه تاريخ، شواهد زيادى پيدا مىشود كه در ظرف ده روز و هشت روز و بلكه يك هفته از عراق به شام و از شام به سرزمين عراق مراجعت مىكردهاند و حتى در زمان حاضر ما نيز آثارى از آن سرعت مسيرها باقى است و بازگشت اسراى اهلبيت در بيستم صفر سال 61 قوى و بسيار مورد اعتماد است؛ چون اسرا بيش از چند روز در دمشق نماندهاند و اوضاع دولت بنىاميه ايجاب مىكرده كه يزيد نتواند آنان را به مدت طولانى در مركز حكومت خود توقف دهد؛ زيرا شرايط سياسى رو به وخامت مىرفت و افكار عمومى عليه يزيد متوجه مىگشت. با اين وضع يزيد چگونه مىتوانست مدت زيادى بازماندگان قيام كربلا را با اسارت در غربت نگه دارد؟ خود محدث نورى از تاريخ طبرى نقل كرده كه آنان حداكثر ده روز در دمشق توقف داشتهاند. 1
3. بزرگان علماى شيعه كه فقيه و محدث بودهاند، بنا به گفته ميرزا حسين نورى، ضمن تشريح وقايع كربلا، به حوادث پس از آن اشارهاى نكردهاند. در پاسخ به همين اشكال بايد گفت كه سنت شيخ مفيد، شيخ طوسى و علامه حلّى بر اين نهج است كه در نقل تواريخ، وقتى سندى در اختيار نداشته باشند، از آوردن آن امتناع مىكنند و چون در قضاياى كربلا استنادى از مشايخ خود نداشتهاند، در اين باره سكوت نمودهاند و اصولاً بسيارى از وقايع تاريخى ديگر وجود دارد كه شيخ مفيد و امثال او به آنها اشارهاى نكردهاند و نمىتوان ادعا كرد چون اين بزرگان مطلبى را مرقوم نفرمودهاند، پس حقيقت ندارد. 2
4. محدث نورى مدّعى است از خبر مندرج در «بشارة المصطفى» به قلم عمادالدين ابوالقاسم طبرى چنين برمىآيد كه جابر بن عبدالله انصارى چند ساعتى بيش در كربلا توقف نكرده و بنابراين ملاقاتى با اهلبيت نداشته است. شهيد قاضى طباطبائى عقيده دارد كه مرحوم نورى به نسخههاى خطى ناقص اين كتاب مراجعه كرده و آن را سند قرار داده است. ولى سيد محسن امين كه اين كتاب را در اثر نفيس خود، «لواعج الاشجان» ، مأخذ خود قرار داده، ماجراى آمدن اسيران به كربلا را در هنگام اقامت جابر در اين سرزمين مقدس از آن نقل كرده است. 3پس دليل چهارم آن محدث بزرگوار مبتنى بر نفى و استبعاد آمدن اسيران اهلبيت (عليهم السلام) در اولين اربعين ناقص مىباشد.