28
2- عشق به اهل بيت(عليهم السلام)
شايد بهترين تعبيرى كه در باب عشق مىتوان به كار برد، (فناى در معشوق) باشد، چنانكه طريحى مىنويسد: «العشقُ... هو تَجاوُزُ الْحَدِّ في المَحَبَّة»؛ (عشق، محبّت بى حدّ و اندازه است.) و به تعبير عارف بزرگ، خواجه عبدالله انصارى در «منازل السّائرين»: «المحبَّةُ اوَّلُ اوْدِيَةِ الفَناء» ؛ (محبّت، اوّل وادىهاى فناست.)
علاّمۀ امينى فانى در عشق آل الله(عليهم السلام) بود. او پروانهاى پر سوخته در آتش عشق بود كه هيچگاه از تلاش و پويش، تا آخرين دم حيات، دست نكشيد تا سوخت و فانى و وجهاللّهى شد و باقى ماند، چرا كه: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الإِْكْرامِ 1؛ هر كس بر روى آن (زمين) است فناپذير است و (سرانجام)، ذات پروردگارت كه شكوهمند و گرامى است، باقى مىماند.»
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريدۀ عالم دوام ما
حافظ
دكتر هادى امينى مىگويد:
«مىسوخت، مثل شمع آب مىشد. عدّهاى آمدند به ايشان گفتند: در دنيا چه آرزويى دارى؟ فرمود: من ديگر آرزويى ندارم، فقط يك آرزو دارم كه اگر خدا به من عمرى عنايت كند، از شهر بروم در بيابان، دامنۀ كوهى را براى خودم جا بگيرم و بنشينم و تا عمر دارم براى مظلوميت اميرالمؤمنين(ع) اشك بريزم. مرحوم علاّمۀ امينى، وقتى به آستان بوسى مشرّف مىشد، جلوى ضريح