29مىنشست و گريه مىكرد. ايشان وقتى گريه مىكرد، شانههايشان تكان مىخورد، عابرين صحن مطهّر تا صداى ايشان آنجا مىرسيد مىفهميدند، امينى در حرم است، مرحوم علاّمۀ امينى، واقعاً جوانمرگ شد، مىسوخت... عدّهاى از بزرگان آمده بودند خدمت علاّمۀ امينى، ايشان خيلى به زيارت عاشورا (و زيارت جامعه) مقيد بود، ايشان اگر هر روز ده مرتبه هم به آستان بوسى اميرالمؤمنين يا كربلا يا جاهاى ديگر مشرّف مىشدند، مىبايستى در آنجا نماز جعفر طيار، زيارت عاشورا و قبل از آن زيارت جامعه را مىخواندند. عدّهاى آمدند و گفتند: حاج آقا! شما كه اين قدر نسبت به زيارت جامعه مقيد هستيد، چه عباراتى كه نسبت به ولايت باشد - از اين زيارت - نصيبتان شده است؟ ايشان فرمود: تمامى فقرات (اين) زيارت، در موضوع ولايت و امامت است. عرض كردند: نه، شما وقتى مىخوانيد، عباراتى را - كه اهميت بيشترى دارد - انتخاب مى كنيد. ايشان نمىخواستند بگويند، ولى اصرار كه زياد شد، ايشان فرمود:
دو تا از جملههاى زيارت جامعۀ كبيره. عرض كردند: چيست؟ فرمود: «جملة اوّل اين است: «وَأَشْهَدُ أَنَّكُمُ الاَْئمَّةُ الرَّاشدُونَ الْمَهْديُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ، الْمُطِيعُونَ لِلّهِ، الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ، الْعامِلونَ بِإِرَادَتِهِ» 1؛ (شما حرفتان، صحبتتان، قدمتان، قلمتان، هر چه داريد به امر پروردگار عليم است.) بعد فرمود: صدّيقۀ طاهره، فاطمۀ زهرا(س) هر زمانى كه به محضر پيغمبر اكرم(ص) تشريف مىآوردند، پيغمبر اكرم(ص) به تمام قامت، به احترام وجود