88
20
أ
اسماعيل (فرزند ابراهيم پيامبر)
«اسماعيل»، فرزند حضرت ابراهيم خليل عليه السلام پيامبر الهى كه در بين مسلمانان به عنوان ذبيح شناخته مىشود و نسب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او مىرسد. نام وى در منابع اسلامى غالباً عجمى و مركب از دو واژۀ «اسمع» و «عيل» به معناى «خدايا بشنو» دانسته شده است. و گفتهاند كه ابراهيم به هنگام درخواست فرزند از خدا با اين كلمات آغاز سخن كرد.
نام حضرت اسماعيل 11 بار در قرآن مطرح و بر پاكى او تأكيد شده است. از جمله مواردى كه به رسالت او تصريح گرديده دو آيۀ ذيل ميباشد:
الف: «قُولُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبٰاطِ» 1
بگوييد: ما به خدا ايمان آوردهايم، و آن چه بر ما نازل شده؛ و آن چه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان او نازل گرديده.
ب: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ إِسْمٰاعِيلَ إِنَّهُ كٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا» 2
در اين كتاب (آسمانى) از اسماعيل ياد كن كه او در وعدههايش صادق و رسول و پيامبرى (بزرگ) بود.
اسماعيل فرزند بزرگتر ابراهيم خليل بود كه از هاجر، كنيز ساره، همسر ابراهيم به روزگارى كه ابراهيم در سن 99 سالگى و به نقل از «ابن مسعود» 117 سالگى بود در فلسطين بزاد و پس از چندى ابراهيم او را با مادرش به امر خداوند به سرزمين مكه برد 3 و در آنجا سكونت داد و به حرمت اسماعيل، آب زمزم به وجود آمد و پس از آن، قبيلۀ جرهم در آنجا سكنى گزيدند و چون اسماعيل چهار ساله شد، امر قربانى رسيد و چون پدر و پسر تسليم امر قربانى شدند، خداوند نيت آنان را پذيرفت و گوسفندى را توسط جبرئيل به جاى اسماعيل فرستاد و چون به سن بلوغ رسيد، با دخترى از قبيلۀ جرهم ازدواج كرد و از او فرزندانى آورد و خداوند او را به «عمالقۀ» يمن و جرهم و حضرموت