89به پيغمبرى مبعوث نمود؛ «كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا» و پنجاه سال آنان را به دين ابراهيم دعوت كرد و ايمان آوردند و چون عمرش به 130 سال رسيد، درگذشت 1 و در كنار مادرش در حجر به خاك سپرده شد.
به روايت منابع اسلامى چون ساره از ابراهيم خواست هاجر و فرزندش را از او دور كند، وى اسماعيل عليه السلام و مادرش را به مكه برد و ايشان را در ميان بيابان رها كرد. با رفتن ابراهيم تشنگى بر ايشان غلبه كرد، امّا جبرئيل آب زمزم را براى ايشان از زمين بيرون آورد، اسماعيل پاى بر زمين نهاد و از آن محل آب بيرون جوشيد. ابراهيم عليه السلام دوبار به ديدن هاجر و اسماعيل رفت، و هر دو بار به علت اينكه فرزندش به شكار رفته بود موفق به ديدار او نشد. چون ساره از هاجر و فرزندش خشنود نبود، هاجر با ابراهيم به مكه رفت، و زمانى كه ابراهيم عليه السلام به بناى كعبه پرداخت، اسماعيل عليه السلام پدر را در اين كار يارى داد 2.
اعراب خود را از ذريۀ اسماعيل عليه السلام و عبران را از اخلاف اسحاق مىدانند. و نيز مىگويند كه حضرت محمّد صلى الله عليه و آله از اخلاف قيدار بنىاسماعيل بوده است. احتمالاً اعرابى كه ساكن جزيرۀ سينا، تا كرانۀ خليج فارس بودند، از بنى اسماعيل به شمار مىآمدند 3.
21
أ
اسماعيل «فرزند امام جعفر صادق عليه السلام »
«اسماعيل» از همۀ فرزندان امام صادق عليه السلام بزرگتر بود و نزد پدر محبوبيت زيادى داشت، به اين سبب، جمعى از ياران آن حضرت معتقد بودند كه پس از درگذشت حضرت، مقام امامت به وى منتقل مىگردد. ولى او در حيات پدر از دنيا رفت و حضرت براى آن كه جاى شبههاى براى كسى نماند، در مرگش تشريفات خاصى قائل شد، از جمله اينكه بر مرگ او جزع و بىتابى نمود و پا برهنه جنازهاش