189
شكسته شدن نخستين سنگر يهود
به عقيدۀ گروهى از تاريخنويسان نخستين دژى كه از خيبر پس از رنجهاى فراوان به دست ارتش اسلام افتاد، دژ«ناعم» بود، 1 به قيمت كشته شدن يكى از سرداران بزرگ اسلام به نام «محمود بن مَسلَمۀ انصارى» و زخمى شدن پنجاه نفر از سربازان اسلام تمام شد. پس از فتح قلعههاى مزبور سپاهيان اسلام به طرف دژهاى«وطيح» و«سلالم» يورش بردند. ولى مسلمانان با مقاومت سرسختانۀ يهود در بيرون قلعه روبرو شدند. بيش از ده روز مقاومت جنگاوران يهود مسلمانان هر روز بدون نتيجه به لشكرگاه باز مىگشتند. روزى ابوبكر مأمور رفتن گرديد و روز ديگر عمر، ولى موفقيتى به دست نياوردند. پيامبر فرمود:
«لأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلاً يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ لَيْسَ بِفَرّارِ» 2
اين پرچم را فردا به كسى مىدهم كه خدا و پيامبر را دوست دارد، و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند و خداوند اين دژ را به دست او مىگشايد. او مردى است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنۀ نبرد فرار نمىكند.
بنا به نقل «طبرسى» و «حلبى»، حضرت چنين فرمود: كرّار غير فرّار، يعنى به دشمن حمله كرده و هرگز فرار نمىكند. سكوت پر انتظار مردم با جملۀ پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود على كجاست؟ درهم شكست، و با مقدماتى پيامبر به آن حضرت دستور پيشروى داد. 3جهاد آزادىبخش
پيامبر صلى الله عليه و آله يادآور شد كه قبل از جنگ نمايندگانى را به سوى سران دژ اعزام بدارد، و آنها را به آيين اسلام دعوت كند، اگر نپذيرفتند آنها را به وظايف خويش تحت لواى حكومت اسلام آشناسازد، كه بايد خلع سلاح شوند و با پرداخت جزيه در سايۀ حكومت اسلامى آزادانه زندگى كنند و اگر به هيچ كدام گردن ننهادند، با آنان بجنگند و اين جمله را هم به عنوان آخرين جمله بدرقۀ راه على عليه السلام ساخت: