165
ديگرى كه منعقد شد» آورده است: آن گاه قريش به پيمان الفضول فراخوانده شد و آن پس از بازگشت ايشان از [ بازار] عُكاظ بود، و گفته شده پس از فراغت از بناى كعبه بود.
اين پيمان براى قريش بسيار نيكو بود، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن شركت فرمودند. آنها براى اين كار در خانۀ ابنجدعان گرد هم آمدند، زيرا او از مقام و موقعيت والايى در ميان قوم خود برخوردار بود. عبداللّٰه بن شبيب ربعى از خدمتگزاران بنىقيس بن ثعلبه از ابوبكر بن ابىشيبه از عبدالرحمن ابن عبدالملك بن شيبه خزاعى از عمرو بن ابوبكر عدوى از عثمان بن ضحاك از پدرش از عبداللّٰه بن عمرو نقل كرده كه گفت: از جدم حكيم بن حِرام شنيدم كه مىگفت: قريش در حالى «فجار» را به پايان رساند كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله بيست ساله بود. حلف الفضول در شوال [ همان سال] تشكيل شد كه بهترين پيمان و نيكوترين و با بركتترين كار بود، زيرا چهبسا مردى از اعراب يا ديگران همراه كالايى وارد مكه مىشد، و در معامله مورد ستم قرار مىگرفت. آخرين كسى كه مورد ستمواقع شد، مردى از بنىزبيد بود كه براى فروش كالاى خود به مكه آمد. عاص بن وائل آن را خريدارى كرد، ولى بهايش را نپرداخت. مرد فروشنده به ميان احلاف يعنى عبدالدار، جُمَح، سهم و مخزوم رفت و از ايشان يارى طلبيد، ولى آنها با او درشتى و ترشرويى كردند و از يارى رساندن به وى سر باز زدند. مرد زبيدى كه ديد كالايش از دست رفته، به هنگام طلوع خورشيد و زمانى كه قريش نشست خود را برگزار مىكردند، بالاى كوه ابوقبيس شد و با صداى هرچه بلندتر اين اشعار را خواند:
يا آلفهرٍ لمظلوم بضاعته
زبير بن عبدالمطلب گفت: شايسته نيست كه ما اين مسئله را ناديده بگيريم. او خود به ميان بنىهاشم و زُهره و أسد و تيم رفت و همگى در خانه عبداللّٰه بن جُدعان گرد آمدند و به نام خدا سوگند خوردند و پيمان بستند كه هر كجا و تا هر زمان در برابر ستمگر