97و مشركان مكه، پيش از ابلاغ پيام قريش به پيامبر صلى الله عليه و آله مبنى بر عدم قبول امان وى و گرد آوردن نيرو براى جنگ بوده است كه از حديث پيش گفتۀ ابوهريره در مورد فتح مكه، چنين برمىآيد؛ زيرا در آن حديث، مىگويد: قريش جمعى را از هر سو گرد آوردند و با خود گفتند: اينان را جلو مىفرستيم، اگر كارى از پيش بردند، ما با آنها خواهيم بود و اگر بلايى بر سرشان آمد، آنچه (به عنوان تاوان) خواستند، به آنها مىدهيم.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از اين اقدام قريش آگاهى يافت، بنا به حديث ابوهريره، دستور داد آنان را از دم شمشير بگذرانند. آنچه در حديث ابوهريره مبنى بر جنگ و كشتن صادر شده، از جنگ مطرح شده در روايت ابناسحاق قاطعتر و صريحتر است و تعبيرِ «آنان را از دم تيغ بگذرانيد» آمده است. پس در اينجا تأكيد بيشترى شده است و اگر اين دو خبر را به آنچه گفتيم، حمل كنيم، تضادى ميان آنها باقى نمىماند.
نووى در پاسخ به امان دادنِ پيامبر صلى الله عليه و آله به كسانى كه وارد خانۀ ابوسفيان شوند و كسانى كه سلاح بر زمين بگذارند و نيز امان دادن بهامّ هانى، مىگويد: اماندهى به كسانى كه وارد خانۀ ابوسفيان شوند و آنها كه سلاح بر زمين گذارند و امان به كسانى كه در امان امّهانى باشند، همگى بايد بر احتياط بيشتر و امان فزونتر نسبت به ايشان، حمل شود.
از اين سخن چنين برداشت مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به همۀ مردم مكه، امان عام داد و آنهايى را كه وارد خانۀ ابوسفيان شوند و يا سلاح بر زمين بگذارند و نيز پناهندگان به امّهانى را نيز امان ويژه داده است.
احتياط بيشتر در اماندهى به اينان، تنها در حالتى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به همۀ مردم مكّه امان عام داده باشد و در عين حال به كسانىكه وارد خانۀ ابوسفيان يا خانۀ حكيم شدهاند يا وارد مسجدالحرام گشته، يا سلاح بر زمين گذاشتهاند، امان ويژه داده باشد و اين چيزى است كه از مجموع اخبار پيش گفته در اين باره برداشت مىشود و كسانى از مردان و زنان هم در اين ميان و به دليل جناياتى كه مرتكب شده بودند، استثنا گرديدند.
نووى در پاسخ به اينكه (حضرت) علىبن ابىطالب [ عليه السلام ] قصد كشتن دو مردى را داشت كه امّهانى به آنها پناه داده بود، مىگويد: قصد كشتن دو مردى كه امّهانى پناه داده