96در روز فتح مكه، چندين برابر مسلمانانى بوده كه در روز حديبيه او را همراهى مىكردند؛ زيرا تعداد ياران ايشان در حديبيه را هزار و چهارصد (بنا به روايت مسلم و ديگران)؛ هزار و پانصد و بيست؛ هزار و ششصد و هزار و سيصد نفر برشمردهاند، ولى تعداد مسلمانان در روز فتح مكه، ده هزار يا دوازده هزار نفر ذكر شده است.
نووى سعى كرده است به الفاظ و كلماتى كه در حديث ابوهريره و حديث امهانى نشان از فتح مكه از راه توسّل به زور دارند، پاسخ بدهد كه البته پاسخ وى جاى تأمل دارد و ما بعد از ذكر سخن وى، بدان مىپردازيم، او در برابر فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به «از دمِ تيغ بگذرانيد» مشركان و كشتن ايشان به وسيلۀ خالد، مىگويد: اما اينكه آن حضرت صلى الله عليه و آله فرموده باشد: «آنها را از دم تيغ بگذرانيد» و نيز كشته شدن چند تن از ايشان به دست خالد، حمل مىشود بر اين كه منظور، آن دسته از كفارند كه قصد جنگ داشتهاند.
اين تأويل و تفسير نووى، از سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: «آنها را از دم تيغ بگذرانيد» اگر در مورد كسانى باشد كه به جنگ برخاستهاند يا بايد به نام معرفى شده باشند و يا معرفى نشده باشند. براى فرض اول، دليلى در دست نيست و فرض دوم، مسلّم است و مستلزم آن است كه كسانى كه بايد كشته شوند، محدود نيستند. بنابراين فرمان به كشتن، جنبۀ عام براى همۀ آنها دارد و خود دليلى بر فتح مكه با توسل به زور است؛ چرا كه اگر صلحى صورت گرفته بود، نياز به چنين فرمانى نبود. اينكه فرمان از دم تيغ گذراندن، جنبۀ عام براى همۀ آنها دارد، منافاتى با عدم آغاز جنگ با آنها ندارد و اين مضمون خبرى است كه در مغازى موسىبن عقبه و سيرۀ ابناسحاق، با لفظ ابناسحاق آمده كه مىگويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى فرمان ورود به مكه را به لشكريان اسلام داد، از فرماندهان پيمان گرفت جز با كسانى كه به جنگ برمىخيزند، جنگ نكنند و با اين حال از چند نفر نام برد و دستور قتل آنها را صادر كرد - حتى اگر پشت پردۀ كعبه پنهان شده باشند - زيرا ممانعت از آغاز جنگ با آنها يا با قريش مكه، به معناى ترك نبرد و كشتار با افرادى از ايشان نيست. آغاز نكردن جنگ، به مفهوم عطوفت به ايشان و اميد اسلام آوردن آنها و افزايش تعداد مسلمانان است. همچنين احتمال دارد كه فرمان به عدم آغاز جنگ با كفار