283روز فتح مكه و نماز گزاردن در اين روز در كعبه مخالف است كه بلال هم - بنا به برداشتى كه از حديث سابق مىشود - از آن سخن گفته و در «صحيح مسلم» هم آمده است.
مانند اين حديث از ايوب سختيانى، از نافع، از ابنعمر در «مسند حُمَيْدى» 1 هم روايت شده است.
از عُبَيداللّٰهبن عمربن حفصبن عاصمبن عمربن خطاب هم در «سنن بيهقى» آمده است و اگر چنين باشد حديثى كه دارقطنى نقل كرده، به دليل مخالفت با روايت نقل شده از نافع، به نقل از ابنعمر، ضعيف و غيرقابل اعتنا است. ضعفى هم كه در اسناد حديث دارقطنى مطرح است، وجود محمّدبن ابىليلى 2 به عنوان راوى در آن است كه به دليل حفظِ نادرستِ حديث و پراكندهگويى و فراوانى اشتباه - هر چند راستگو باشد - ضعيف به شمار مىرود. شُعبه دربارهاش مىگويد: كسى را از ابن أبىليلى بد حافظهتر نديدهام و احمدبن حنبل مىگويد: خيلى بدحافظه و پراكندهگو بود و ابوحاتم 3 گويد: خيلى بدحافظه بود. به قضاوت پرداخت ولى خوب از عهده برنيامد. متهم به دروغ نيست، ولى خطاهاى فراوان از او سرزده است. حديثش را مىتوان نوشت، ولى قابل استدلال نيست و ابنحِبّان دربارهاش گفته است: 4 خيلى بدحافظه و پراشتباه بود و در حديث فراوان خطا مىكرد و شايسته توجه نيست؛ و دارقطنى مىگويد: بدحافظه و پندارباف است؛ و ابواحمد حاكم گويد: اغلب احاديث وى برعكس است. كسى كه در حافظهاش، چنين باشد نمىتوان احاديثى كه روايت كرده، استناد جُست به ويژه هنگامى كه حديث او با روايت صحيحى كه نقل شده، تعارض داشته باشد، كه در اين صورت بايد به آن حديث صحيح استناد كرد؛ زيرا داراى مزيّتى است كه ترجيح آن را توجيه مىكند، گو اين كه من مطلبى دال بر روايت كردن ابن ابىليلى از عكرمةبن خالد يا روايت عكرمه از يحيىبن