282احتمال آخر را منتفى مىسازد، هر چند دارقطنى اين احتمال را مىدهد. در صحيح بخارى آمده است: محمدبن ابىبكر، از فضيل، از موسىبن عقبه، از كريب از عبداللّٰهبن عباس نقل كرده كه گفته است: پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه آمد و طواف كرد و ميان صفا و مروه به سعى پرداخت و پس از طواف به دور كعبه، به آن نزديك نشد تا اين كه از عرفه بازگشت.
بخارى همين حديث را با همين اسناد، در جاى ديگر همراه با مطالب ديگرى مربوط به حج پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده است و اگر اين احتمال آخرى غير ممكن باشد، احتمالهاى ديگر و نيز احتمالى كه سهيلى ياد كرده، نفى مىشود و فرض اينكه گفتۀ سهيلى واقعيت داشته باشد و احتمالهاى ديگر نيز جايز باشند، نياز به دليل ترجيحى براى آنچه ذكر كرده و متعدد بودن (ورود حضرت صلى الله عليه و آله به كعبه) مطرح مىگردد.
و چنان كه حديثى را كه دارقطنى ذكر كرده، بر اين حمل كنيم كه دوبار ورود به كعبه صورت پذيرفته باشد و نماز در يكى از آن دفعات در زمان فتح مكه اقامه شده باشد، با توجه به آنچه سهيلى گفته كه پيامبر صلى الله عليه و آله در عيد قربان حجةالوداع وارد كعبه شد، ولى در آن روز در كعبه نماز نخواند و روز بعد وارد آن شد و نماز به جاى آورد، درست نخواهد بود؛ زيرا چنين چيزى با برداشتى كه از اين حديث مىشود، تعارض دارد، چون طبق اين حديث، اتفاق ورود در زمان فتح مكه صورت گرفته است كه با آنچه از بلال نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى روز فتح مكه وارد كعبه شد، در آنجا نماز خواند نيز تعارض دارد.
3- سخن سهيلى مستلزم آن استكه اسناد حديثىكه به آن اشاره كرده، همه «حَسَن» و قابل قبول باشند، حال آن كه با توجه به ضعفى كه در اسناد اين حديث وجود دارد، چنين شرطى محرز نشده است. از اين گذشته اشكال ديگرى نيز وجود دارد و آن مجهول بودن متن آن است، چون اگر آن را مربوط به زمان فتح مكه بدانيم، مستلزم آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه وقتى وارد كعبه شد، نماز به جا نياورد و در روز دومِ ورود، نماز به جا آورده باشد كه اين با حديث ابنعمر دربارۀ ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در