226نمانده است. از آن جمله، اتفاقى است كه براى ابوالفتوح حسنبن جعفر علوى 1 - همان كسىكه از اطاعت حاكم بامراللّٰه سر باز زد و ادعاى امامت كرد و لقب «راشد» گرفت - پيش آمد و از زيورها و اشياى گرانبهاى كعبه برداشت و براى خود درهم و دينار (سكه نقره و طلا) ضرب كرد و اين سكهها را «فتحيه» مىگويند.
پس از آن نيز محرابهايى را كه حاكم عمّان هديه كرده بود، براى خود برداشت.
همچنين برخى از تحفههاى مكه به وسيلۀ محمدبن جعفر معروف به ابن ابىهاشم حسينى 2 به يغما رفت كه در سال 462 قنديلهاى مكه و پردههاى آن و نيز ورقهاى (طلا و نقره) درها را - به اين دليل كه از سوى مستنصر عُبَيدى 3 حاكم مصر مقدرى ساليانه به وى نرسيده بود و او گرفتار قحط سالى و اوضاع نابسامان مصر بود - براى خود برداشت.
ازرقى دربارۀ مجازات كسانىكه جرأت برداشتن اموال كعبه را به خود مى دادند و نيز در هشدار نسبت به اين كار، اخبارى نقل كرده است كه يكى از آنها موردى است كه از جدّ خود احمدبن محمد ازرقى به نقل از عبداللّٰه بن زراره نقل كرده و مىگويد: اموال متعلق به كعبه را «ابرق» مىگفتند كه اگر با مالى درمىآميخت، آن را نابود مىكرد و هركس به آن دست مىزد، از اموال وى كاسته مىشد و كمترين بلايى كه بر صاحب آن مىآمد، سختى جان دادن (به هنگام مرگ) بود. از جمله اين كه جوانى از پردهداران به بستر مرگ افتاد و جان كندن وى دشوار شد و چند روزى به درازا كشيد. پدرش به او گفت: نكند از «ابرق» - يعنى از اموال كعبه - چيزى برداشته باشى؟ پاسخ داد: آرى، چهارصد دينار. و چون قبول كرد كه چهار صد دينار به كعبه بدهكار است، دشوارى مرگ از او دور شد و بلا فاصله جان سپرد. 4