225همچنين قنديلهاى طلا و نقره كه عمربن علىبن رسول، حاكم يمن در سال 632 به كعبه، هديه كرد. و ديگر، قفل و كليدى است كه ملك ظاهر بيبرس 1 سلطان مصر هديه كرد كه قفل پيش گفته را بر آن سوار كردند. ديگر، حلقۀ طلاى مرصّع به لؤلؤ و لعل است كه هر كدام يك هزار مثقال وزن دارد و در هر حلقه، شش مرواريد گرانبها و در ميان آنها شش لعل گرانبها وجود دارد كه على شاه؛ وزير سلطان ابوسعيد خرابنده به وسيله حاجى مولاواخ در سال 718 به كعبه آورد و هنگامى كه مىخواست آنها را بياويزد، اميرالحاج مصرى در اين سال، مانع شد و گفت: اين كار تنها با اجازۀ سلطان؛ يعنى حاكم مصر كه در آن زمان ناصر محمدبن قلاوون بود، امكانپذير است. حاجى مولا واخ گفت: وزير على شاه نذر كرده بود كه وقتى بر خواجه رشيدالدوله چيره شد و او را كشت، اين دو حلقه را بر درِ كعبه بياويزد.
گفته مىشود پس از آن، اجازه يافت كه به فاصلۀ كوتاهى آنها را آويزان كند. اندكى بعد «رميثةبن ابى نمى» از آلقتاده آنها را برداشت.
از ديگر آويزها - بنا به خبرى كه يكى از فقهاى مكه به من داده - چهار قنديل بزرگ است كه هريك، آن گونه كه گفتهاند به وزن و اندازۀ يك سبوى دستهدار مكه است كه دوتاى آنها از طلا و دوتاى ديگر از نقرهاند و سلطان شيخ اوَيس، حاكم بغداد آنها را در يكى از سالهاى هفتصد و هفتاد (دهه هفتاد) هديه كرده است. او گفت كه اين قنديلها، مدت كوتاهى آويزان شدند و بعد آنها را برداشتند و عَجْلانبن رميثه، امير مكه، آنها را (براى خود) برداشت. پس از آن مردم قنديلهاى بسيارى به كعبه هديه كردند و آنچه اكنون در كعبه آويزان است، شانزده قنديل است كه سه تاى آنها نقره و يكى طلا و يك بلور و دو تا مس و بقيه - كه نُه قنديل باشد - از آبگينۀ حلبى (متعلق به شهر حلب) ساخته شدهاند. آنچه او ذكر نكرده و ما گفتيم نيز تنها همان شانزده عدد قنديل است.
از حلقههاى طلا و نقرهاى كه در ستونها و ديوارها بوده، با وجود واليانِ پياپى مكه و نيز با آمدن ديگرانى كه ازرقى در تاريخ خود نام برده يا بعد از وى آمدهاند، چيزى باقى