227خلاصه اين كه چيزى از آراستههاى كعبه چه براى نياز و چه به قصد تبرّك، جايز نيست؛ زيرا وقتى براى كعبه در نظر گرفته شده، حالت وقف دارد و تغيير حالت و وضع آنها، جايز نمىباشد. اين اشاره از محبّ طبرى در «القرى» است كه مىگويد: اين حكم، باعث تعظيم اسلام و ايجاد ترس در دشمنان مىگردد.
پوشش كعبه
كعبۀ معظمه در دوران جاهليت و پس از اسلام پوششهاى گوناگون داشته است؛ از جمله پارچههاى ستبر، پارچههاى معافرى، 1 پارچه نرم و نازك، پارچه قرمز راه راه يمنى، و بُرد يمانى بوده كه بنا به گفتۀ ابناسحاق، 2 براى نخستين بار تبعّ حميرى كعبه را بدان پوشاند. ابنجُرَيج نيز يادآور شده كه او كعبه را با برد يَمانى پوشش داد و او نخستين كسىاست كه كعبه را به طور كامل، پوشاند.
سهيلى مىنويسد: كعبه را با پارچهاى از موى ستبر و نيز پوست پوشش داد. و بنا بهگفتۀ امّ زيدبن ثابت انصارى، از ديگر پوششهاى كعبه، خز سبز و زرد و نوعى فرش و نوعى پوشاك عربى و پارچههاى كركى بوده است. و بنا به گفتۀ عمربن حكم سلمى، از پارچۀ قرمز راه راه يمنى و پارچه كركى و پشتىهاى عراقى بودهاست. ونيز گاه پارچههاى لطيف يمنى بوده كه ابو ربيعۀ مخزومى كعبه را بدان پوشاند و قريش نيز وقتى كعبه را - بنابه خبر ابونجيح بازسازى كردند - آن را با همين پارچههاى لطيف يمنى، پوشش دادند و به روايت ديگرى آنها از پارچه قرمز راهراه يمنى استفاده كردند.
از ديگر پوششهاى كعبه، پارچههاى پشمى (كه روى شتر مىانداختند) بوده كه بنا به نوشتۀ ازرقى، در جاهليت از اين پوشش براى كعبه استفاده مىكردند. اما پوشش آن در