140نمازها باشد. لفظ دار قطنى از اين حديث، احتمال نخستين را كه بيهقى بيان كرده و به سنت بيشتر شبيه دانسته است، رد مىكند. اين را قاضى عزّالدينبن جماعه گفته است و برخى نيز نماز را به دعا تأويل كردهاند كه بعيد به نظر مىرسد و برخى نيز همچون مالكىها و حنفىها به دليل عموميت در سنن نهى در اين حديث، استدلال بدان را منع كردهاند.
* نماز عيد در مكه را، نه همچون ديگر شهرها در صحرا و بيابان، بلكه در مسجدالحرام بايد اقامه كرد. و ديگر وجوب روى آوردن سالانه به آن از سوى گروهى از مردم براى اقامه شعائر حج است.
* جز به احرام - كه جزئيات آن در كتب فقهى به تفصيل بيان شده است - نبايد وارد مكه شد و ديگر اين كه مُحرم شدن مقيم در حرم براى حج از خارج از آن، بنا به مذهب شافعى و طبق آنچه نووى در «الإيضاح» آورده، جايز نيست.
* سر بريدن قربانىهاى حج در اين شهر و نيز لزوم سر بريدن در مكه به دليل وجود تنگدستان در آن است.
* برابرى كبوتر مكه با يك گوسفند در صورتى است كه در حرم و بدون حكم (حاكم شرع) مورد اصابت قرار گيرد كه در مذهب مالكى و شافعى چنين است.
* هر گاه كسى خارج از حرم، شكارى را دنبال كرد، اگر شكار وارد حرم شود، بايد آن را رها كند. اين نكته را ابنالحاج به نقل از برخى مفسّرين نقل كرده است.
* همنشينى و همزيستى آهوان و درندگان در مكه، كه محبّ طبرى آن را ذكر كرده است.
* امنيّت آهوان و درندگان در اين شهر. حتّى وقتى كه پرندگان از حدّ خود فراتر مىروند، به رغم خروج از حرم، امنيت دارند.
* حافظ مىگويد: گفتهاند از ديگر ويژگىهاى مكه آن است كه بر مردم مكه در حج تمتّع و حج قِران در نظر مالك و شافعى و بيشتر علما، ريختن خون قربانى روا نيست؛ چرا كه در شمار ساكنين و اهل مسجدالحرام به شمار مىروند، البته ابوحنيفه نظر