128باشد و فاصلۀ عقبۀ منا تا علمين به فاصلۀ مكه تا عقبه منا، افزوده گردد و روىهمرفته بالغ بر هشت ميل و يك سوم ميل و هفتاد و هفت ذرع گردد و اين رقم به مثابۀ فاصلۀ حرم از اين جهت - با در نظر گرفتن گفتۀ نووى مبنى بر فاصلۀ يك فرسخى ميان مكه و منا - مىگردد و در عين حال با اين سخن نووى كه مىگويد حدّ حرم از سمت عرفه هفت ميل است، متناقض مىشود و در نتيجه آنچه در مورد حد حرم از سمت عرفه گفته است، مورد تأكيد قرار مىگيرد.
چه بسا برداشت از سخن نووى اين باشد كه فاصله حدّ حرم از اين جهت به ميزان يك فرسخ بيشتر از آن مقدار است - به اعتبار اين كه فاصله مكه و منا از بابالمعلاّة در نظر گرفته شود - زيرا از عقبه بابالمُعلّاة تا انتهاى عقبه ياد شده، يازده هزار و دويست و چهل و يك ذرع و يك هفتم ذرع و فاصله ميان منا و علمين به اندازۀ دو برابر فاصلۀ مكه تا منا به اضافۀ هزار و سيصد و شصت ذرع است و بدين ترتيب فاصلۀ ميان منا و علمين ياد شده، شش ميل و يك سوم ميل به اضافۀ يكصد و چهارده ذرع مىشود. و اگر فاصلۀ مكه تا منا يك فرسخ باشد و از بابالمعلاة حساب كرده باشند و فاصله منا و علمين را هم به فاصلۀ مكه و منا بيفزايند، روىهمرفته 9 ميل و يك سوم ميل و يكصد و چهارده ذرع مىشود كه فاصلۀ حرم از اين سمت بنا بر قول نووى است كه ميان مكه و منا را يك فرسخ مىداند.
بايد دانست كه گفتۀ نووى مبنى بر فاصلۀ يك فرسخى ميان مكه و منا متضمن اشارهاى است كه نشان مىدهد او شش هزار ذرع بودن ميل را نپذيرفته است؛ زيرا اگر پذيرفته بود لازم مىآمد كه مسافت بيان شدۀ مكه تا منا، به طور غير مستقيم بوده باشد، زيرا اين فاصله از سه ميل كه مقدار فرسخ باشد، به ميزان يك ميل و يك هشتم ميل و هشت ذرع و شش هفتم ذرع با در نظر گرفتن مسافت از بابالمعلاّة، كمبود دارد و اگر از باب بنى شيبه در نظر بگيريم، سه چهارم ميل و يك ششم ميل وشش ذرع و چهار هفتم ذرع، كم مىآورد و در صورتى كه سخن نووى را هم بر راه راست و هم بر راه غير مستقيم بتوان حمل كرد، حمل آن بر راه راست و مستقيم، اولى است. واللّٰه اعلم.