127حرم از اين سمت با احتساب اينكه يك ميل برابر با شش هزار ذرع است، برابر با شش ميل و يك پنجم ميل و يك ششم يك صدم ميل به اضافه دو هفتم ذرع با در نظر گرفتن باب بنى شيبه به عنوان مبدأ؛ و به ميزان پنج ميل و نيم ميل و يك سوم ميل و يك سوم يك پنجم ميل و دو پنجم يك هفتم يك صدم ميل - با در نظر گرفتن بابالمعلّاة به عنوان مبدأ - خواهد شد. حال اگر فاصلۀ حرم در اين جهت بنا بر هر يك از چهار اندازه ميل چنانكه گفتيم باشد، نادرستى سخن كسى كه اين فاصله را هفت ميل مىداند، روشن مىشود؛ زيرا با اقتضاى اين گفتهها، در تناقض قرار مىگيرد و در مورد همۀ اندازههاى ميل به جز برابرى آن با شش هزار ذرع كمتر از آن اندازهها و نسبت به ميل شش هزار ذرعى، بيشتر از آن اندازهها در مىآيد. و اين افزايش به ميزان تقريباً ده ذرع كمتر از چهار پنجم ميل با احتساب باب بنىشيبه (به عنوان مبدأ اندازهگيرى) و به ميزان يك ميل و تقريباً يك ششم ميل با در نظر گرفتن بابالمعلاّة به عنوان مبدأ است.
نووى در اين مورد دچار اشتباه شده و در مورد حدّ حرم از اين جهت سخنى دارد كه با گفتۀ وى مبنى بر هفت ميل بودن آن تناقض دارد؛ زيرا در «الإيضاح» مىگويد: بدان كه ميان مكه و منا يك فرسخ فاصله است (معناى «فرسخ» را در كتابهاى ديگرش آورده است). با بيان فاصله ميان مكه و منا و نيز فاصله ميان منا و دو نشانى كه نشان حدّ حرم از سمت عرفه هستند، تناقض ميان اين نظر وگفته خودش - كه آنرا هفت ميل دانسته است - روشن مىشود. امّا فاصله ميان مكه و منا، سيزده هزار و سيصد و شصت و هشت ذرع از ديوار و باب بنىشيبه تا عقبه است كه حدّ بالايى منا پس از جَمرۀ عقبه به شمار مىرود و فاصلۀ ميان منا تا عَلَمَين ياد شده، بيست و سه هزار و هشتصد و چهل و دو ذرع و يك هفتم ذرع از حدّ عقبۀ ياد شده تا علمين پيش گفته است و اگر چنين باشد، مسافت عقبۀ منا تا عَلَمين مزبور، در صورتى كه از باب بنى شيبه محاسبه گردد، دوبار دو هزار و هشتصد و نود و سه ذرع كسر شود، همان فاصله ميان مكه تا منا است.
از اين گفتۀ نووى كه فاصلۀ مكه و منا را يك فرسخ مىداند، لازم مىآيد كه ميان عقبۀ ياد شده و علمين مورد نظر، پنج ميل و يك سوم ميل و هفتاد و هفت ذرعِ دستى